
جلسه ۶۷۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/11/1430
جلسه ۶۷۹
3همان ضارب اگر قرار است یك چوبی با دستگاه بیاید به كله یكی بخورد بدون اینكه انسان در آن دخالت داشته باشد شما اسم ضارب را روی آن چوب میبرید انسان در این زدن دخالتی نداشته ولی آن چوب، همان ضارب میشود.
زننده آن زنندهای است كه از جنس چوب خواهد بود همین زننده اگر یك حیوانی باشد شما ضارب را روی حیوان میبرید. پس بنابراین این ذات كه ثبت له الضرب این بخاطر تقریب است یعنی در اذهان و در عوام این ذات كه معنای جنسی است آن معنا را ما ملاحظه میكنیم بعد حمل این صفت را بر او میكنیم. اول یك ذات حالا چه انسان چه جامد چه حیوان چه ملك چه فلك هر چه میخواهد باشد این ذات را به عنوان یك شی در نظر میگیریم بعد بر او حمل میكنیم.
ولی در دقتی كه میكنیم همان طوری كه خود مرحوم شیخ در شفا فرمودند این ضارب یعنی زننده، یعنی حقیقت فعلیه خارجیه اتصافیه به وصفٍ كذا، در این حقیقت خارجیه، انسان یا حیوان یا جماد نخوابیده در او فقط همان خصوصیت اتصافیه هست و در مضروب، كتك خورده هست نه انسان كتك خورده نه جماد كتك خورده نه حیوان كتك خورده. میگوییم آقا این مضروب است این مضروب باید به معنای یك ذاتی باشد چون مضروب روی هوا نداریم فرض كنید كه روی هوا به او بگویند مضروب! بالاخره مضروبِ درخارج، هر زنندهای كتك خورده هم میخواهد حالا این منصوب آدم باشد زن باشد مرد باشد پیر باشد جوان باشد حیوان باشد باید یك چیزی باشد تا آن جنبه مضروبیت صدق بكند البته این مطالب، مطالبی كه نیست كه واضع لغت به این دقتها رسیده باشد. واضع فقط میآید نگاه میكند آن مفهوم عرفی را موضوع له قرار میدهد برای وضع خودش و آن لغت را برای او وضع میكند ولكن در دقت فلسفی وقتی كه انسان نگاه كند میبیند كه در ضارب و مضروب یك ذات خاصی نیست و یك ذات خاصی مورد نظر نیست! اگر هم ذاتی بخواهد باشد آن ذات فانی در آن حقیقت اشتقاقیه است یعنی آن ذات در واقع داخل و فانی است خواهی نخواهی ذات در نظرتان میآید نه اینكه خود ضارب یعنی ذات ثبت له الضرب یك ذات به عنوان اسم باشد و ذات خودش یك مبتدا خبر باشد برای خودش یك جمله باشد كه حكایت از همان صفت اشتقاقی بكند ذهن این ذاتٌ ثَبَتَ له الضرب را كأنّ یك مسئله مفروقی میداند، یك مسئله قابل پذیرفته شدهای میداند خواهی نخواهی حتی بچه هم اگر شما به او بگویید كتك خورده میگوید آی طفلی، كی، آی طفلی كی، این بچه میفهمدكه بالاخره كتك خورده باید یك چیز باشد حتی اگر مثلا فرض بكنید كه بچهای سرش بخورد به این آهنی و شوفاژی كه در اینجا هست شما میآیید میگویید چه كسی تو را زد؟ میگوید این زد من را ببینید، این زد من را. یعنی آن جنبه ضاربیت مورد نظر است چون در این جا مصدوم شده آن صفت ضاربیت را ابراز میكند خودش در حالی كه كلهاش را زده به این، ولی اینكه خودش به او خورده نمیبیند چون در خودش الم میبیند آن الم را بر جنبه فاعلی خودش ترجیح میدهد بخواهی نخواهی میآید جنبه المیت را كه حالا به این ظلم شده و مضروب شده بیان میكند در حالی كه خودش سرش را به آن شئ زد! اگر ما بگوییم آن شئ به سر من خورد پرونده درست میشود و كاء به بالا كشیده میشود لذا هر وقت این طور شد بگویید آقا سر من خورد اینجوری كه در مقام پاسخگویی راحت تر باشیم این طوری بفرمایید برایتان مشكل پیش نیاید بعد این بچه كه در اینجا میگوید كه این من را زده شما هم میآیید با دستتان چكار میكنید چند ضربه میزنید به این شئ چند تا همین كه میزنید بچه خوشش میآید! میگوید هان این آقاجان من آمد این را زد! در حالتی كه كسی دیگر باشد حالا بزرگتر باشد میخندد ولی این شی كه مضروب برایش مطرح نیست كه آن مضروب انسان است یا حیوان است یا جماد است فقط میخواهد یك كتكی در این وسط باشد فقط همین حالا هر چه میخواهد باشد به كله خورد خورد به شیشه ماشین خورد خورد به شیشه خانه خورد خورد بالاخره این دست كه بالا میرود یك فایدهای باید بر آن مترتب باشد همین طور دست خالی نیاید بله این طوری نباشد خوب بچه در اینجا خوب میفهمد این مسئله را و آن چه كه برای او مهم است آن جنبه مظلومیتی است كه به واسطه این شی برای او پیش آمده با این كه خودش در این جا فاعل بوده و ضارب بوده ولی میاندازد گردن این آهن بیچاره و مضروب را كه آهن به اصطلاح بدبخت هست تبدیل به ضارب میكند و خودش را كه ضارب است تبدیل به مضروب میكند كاری دیگر ندارد كه این ذات ثبت له الضرب، فقط برای او در این جا آن حیثیت اشتقاقی مهم است و این نكته خوبی است میتواند مقرب باشد در این مطلب كه آن چه انسان از معنای ضارب و معنای مضروب و همین طور سایر اشتقاقات میفهمد كیفیت آن مورد نظر است در صورت خاص نه نسبت به ذات خاص. كیفیت حدث در صورت خاص علت و غرض برای اشتقاق است.
