اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/11/1430

جلسه ۶۷۹

21
  •  خلاصه با این پاسخ مرحوم علامه طباطبایی و مرحوم آقا دیگر اینجا هیچ صحبتی نكردند وقتی كه مرحوم آقا گفتند كه مجتهد است ایشان دیگر صحبتی نكردند و ما هم ..

  •  تلمیذ: علامه طباطبایی رضوان اللَه علیه در جلساتشان بر حسب همان عقل مادی صحبت می‌كردند ...

  •  استاد: خوب بابا این جور جلسات بین آقا و ایشان بود كسی نبود كه آن لحظه در مجلس فقط این دو تا بودند و كسی نبود، نه نظر ایشان بود البته خوب شاید نظرشان اواخر تغییر پیدا كرده.

  •  تلمیذ: ...؟

  •  استاد: بله ایشان دأبشان این بوده كه رعایت افراد و مقتضای جلسات را داشتند اما مرحوم آقا دیگر این مسائل نداشتند این جور مطالب نبوده و لذا این مسائل را ما اصلا مشاهده می‌كنیم. مثلا در بحث امام شناسی راجع به وجوب متابعت از اعلم كه اتفاقاً من حاشیه‌ای هم زده‌ام حضرت ابراهیم علیه السلام خطاب به آزر چه می‌فرماید

  •  تلمیذ: يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا1

  •  استاد: بله در اینجا مرحوم آقا استدلال می‌كنند به اعلم و این كه به اعلم باید رجوع كرد. ما لم یأتك قد جائنی من العلم ما لم یأتك است فاتبع است این فای جزائیه است و این فا را به دنبال دارد فاتبعنی اهدك صراطاً سویا فاتبعنی حتی اهدك یا فاتبعنی بنابر آن چه را كه در چیز می‌گویند ان تتبعنی عهدك كه جواب برای شرط مقدر است حالا ان شرطیه را نداریم حالا همان فاتبع انی اهدك یا حتی اهدك صراطا سویا در اینجا مرحوم آقا این را فرستاده بودند برای مرحوم علامه طباطبایی، علامه طباطبایی اشكال می‌كنند می‌فرمایند كه نه از این آیه استفاده اعلم را نمی‌شود كرد زیرا آن چه كه از عرف فهمیده می‌شود و منساق و سیره عقلائیه است این است كه انسان می‌تواند نسبت به امور خود به فرد خبیر مراجعه كند آن مقداری كه در متابعت از تقلید است این است كه فقط فرد خبیر باشد لذا اعلم هم نباشد نباشد. لذا مرحوم علامه طباطبایی قائل به تقلید اعلم هم حتی نبودند می‌گفتند كه فرد خبیر و بصیر باشد كفایت می‌كند و ما این را در مراجعه مردم به اطباء هم می‌فهمیم مردم نمی‌روند دنبال آن طبیبی بگردند كه توی دنیا تك است و بلند شوند از ایران كوچ كنند بروند، نه در همان شهر خودشان مثلا قم برای معالجات دیگر تهران نمی‌روند همین قم مراجعه می‌كنند آن كه مثلا همدان است می‌رود فرض كنید كه در همدان آن كه در شیراز است می‌رود همان دكترهای آنجا و اینها همین قدر كه ببیند این شخص اهل خبرویت است و از ناحیه دولت هم مجوز دارد كفایت می‌كند. پس بنابراین استفاده وجوب متابعت از اعلم از این آیه نمی‌شود كرد آن بحث به این برمی‌گردد كه فاتبعنی یعنی در آن اموری كه مربوط به هدایت تو است در آن امور من خبیرم تو خبیر نیستی.

    1. سوره مريم ١٩ آيه ٤٣