اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 16/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۹

1
  • اعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  به دنبال بحث گذشته درباره كیفیت انتزاع جنس از ماده و اشكال مطرح شده بود. در این زمینه كه چرا جنس باید از ماده اخذ بشود نه از فصل و صورت، در حالتی كه خود صورت هم دارای جوهر است و جوهری كه خودش عبارت است از امتداد جوهری كه آن امتداد در ابعاد ثلاثه برای او فصلیت را پیش می‌آورد.

  •  صورت فصلیت عبارت است از امتداد در این جهات ثلاثه. این قضیه این نتیجه را می‌دهد كه طبق آن چه كه در جواهر خمسه عالیه ذكر شده در ذاتیات، در ذاتی باب ایساغوجی خود جوهر این، جنس می‌شود برای آن ماده و همین طور جنس می‌شود برای صورت در هر دوی اینها جوهر، منتهی در ماده یكی جوهری است كه صورتش عبارت است از همان استعداد و قابلیت محضه و در صورت، جوهری است كه امتداد فعلی یعنی امتداد خارجی در جهات ثلاثه آن صورت برای جوهر است پس هم ماده جوهر دارد و هم صورت هر دو جوهر دارند.

  •  وقتی كه هر دو جوهر دارند و آن جوهر آنها ما به الاشتراك بین همه انواع خودش هست پس چرا شما جنس را از ماده می‌گیرید؟ بگویید كه جنس از فصل هم قابل انتزاع است این اشكالی بود كه در این جا وارد می‌شد بر ایشان و اشكال هم اشكال صحیحی است زیرا همین طور كه شما می‌آیید درصورت یك مابه الاشتراك و ما به الامتیاز تصور می‌كنید باز در آن جا این مسئله عموم مطرح می‌شود و شما از جنس چیزی جز عموم نمی‌خواهید جنس عبارت یكی حیقتی كه عام و شمول باشد نسبت به انواع مختلفه. پس بفرماییدخود صورت این عبارت است از یك حقیقت كلیه عامه نسبت به همه آن مصادیق خارجی كه در تحت زیر مجموعه این صورت هستند. فرض كنید كه این كتاب، دفتر، دستمال كاغذی هر چه را از این نوع شما می‌توانید ببینید پنبه یا فرض كنید كه چیزهای دیگر مثل كتان لباس قماش كاملًا چیزهایی كه به اصطلاح محصول واحدی دارند در تحت انواع مختلف می‌توانیدهمین صورت را برای آنها بیاورید منتهی با عوارض مختلفه. اینها در این جا دارای اصنفاف متفاوته شدند پس در اینجا یك كلی داریم كه اسمش عبارت است از همان جنس كه همه انواع آن چه در تحت این مادهخاص هست را شامل بشود چرا شما آمدید كه جنس را از ماده انتزاع كردید خوب جنس را از صورت انتزاع بكنید! صورت هم یكی جنس كلی دارد یك مصداق خارجی دارد و این مصداق همان تشخص است و این كتاب با اینكه از نظر صفحه و قرطاس با كتاب دیگر فرق نمی‌كند بالاخره دو تا است و تفاوت دارد و همین تفاوت كَفَی بِهِ مصداقا و تشخصاً گرچه هر دو در تحت یك نوع واحدهستند.