
تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت
بررسی فلسفی اولویت ماده بر صورت در انتزاع مفاهیم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق فلسفی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و صورت میپردازند. بحث با طرح اشکالی مبنی بر اینکه چرا جنس باید از ماده اخذ شود و نه از صورت، درحالیکه هر دو دارای جوهر هستند، آغاز میشود. در ادامه، با تکیه بر مبانی فلسفی و کیفیت اخذ مشتق، پاسخ مرحوم آخوند تبیین میگردد که چگونه جنس به دلیل ابهام و اشتراک، اولویت انتزاع از ماده را دارد. در بخش دوم، استاد با عبور از نگاه مشّایی و استصحاب قهقرا، به تبیین جایگاه علیت در فلسفه اشراق و عرفان نظری میپردازند و با ذکر مثالهایی از کرامات اولیای الهی، نشان میدهند که چگونه حقیقت علیت، بدون نیاز به مسبوق بودن به سابقه مادی، در خارج ظهور مییابد. در پایان، با نقد رویکردهای سطحی در برخورد با مسائل اجتماعی و قضایی، بر اهمیت توجه به انگیزهها و باطن افعال در احکام شرعی تأکید میشود.
تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت
4همان ضارب اگر قرار است یک چوبى باشد که با دستگاه بیاید به کلۀ یکى بخورد بدون اینکه انسان در آن دخالت داشته باشد، شما اسم ضارب را روى آن چوب و چماق مىبرید، انسان [در این زدن دخالتى نداشته ولى آن چوب، همان ضارب مىشود] زننده آن زنندهاى است که از جنس چوب خواهد بود همین زننده اگر یک حیوانى باشد شما ضارب را روى حیوان مىبرید.
بنابراین این ذاتٌ که ثبتَ لَه الضرب این بهخاطر تقریب است یعنى در اذهان و در عوام این ذات که معناى جنسى است آن معنا را ملاحظه مىکنیم بعد این صفت را بر او حمل مىکنیم. اول یک ذات، حالا چه انسان چه جامد چه حیوان چه مَلک چه فَلک هرچه مىخواهد باشد، را بهعنوان یک شىء درنظر مىگیریم بعد حمل مىکنیم. ولى در دقتى که مىکنیم همانطورىکه خود مرحوم شیخ در شفاء فرمودند این ضارب یعنى زننده، یعنى حقیقت فعلیۀ خارجیۀ اتصافیۀ بِوصفٍ کذا، در این حقیقت خارجیه انسان یا حیوان یا جماد نخوابیده، در او فقط همان خصوصیت اتصافیه هست و مضروب کتک خورده است نه [به معنای] انسان کتک خورده نه جماد کتک خورده نه حیوان کتک خورده. مىگوییم: آقا این مضروب است این مضروب باید به معناى یک ذاتى باشد چون مضروب روى هوا نداریم فرض کنید که روى هوا به او بگویند مضروب! بالأخره مضروبِ در خارج، هر زنندهاى کتک خورده هم مىخواهد حالا این آدم باشد زن باشد مرد باشد پیر باشد جوان باشد حیوان باشد باید یک چیزى باشد تا آن جنبۀ مضروبیت صدق بکند البته این مطالب، مطالبى که نیست که واضع لغت به این دقتها رسیده باشد. واضع فقط مىآید نگاه مىکند و آن مفهوم عرفى را موضوعٌ له براى وضع خودش قرار میدهد و آن لغت را براى او وضع مىکند ولکن در دقت فلسفى وقتى که انسان نگاه کند مىبیند که در ضارب و مضروب یک ذات خاصى نیست و یک ذات خاصى مورد نظر نیست! اگر هم ذاتى بخواهد باشد آن ذات فانى در آن حقیقت اشتقاقیه است یعنى آن ذات در واقع داخل و فانى است خواهىنخواهى یک ذات درنظرتان مىآید نهاینکه خود ضارب یعنى ذاتٌ ثبَتَ لَه الضرب، ذات بهعنوان اسم باشد و ذات خودش یک مبتدا و خبر باشد براى خودش و یک جمله باشد که حکایت از همان صفت اشتقاقى بکند. ذهن این ذاتٌ ثَبَتَ لَه الضرب را کأنّ یک مسئلۀ مفروغى مىداند، یک مسئلۀ پذیرفته شدهاى میداند حتى اگر به بچه هم بگویید: بچهای کتک خورد، مىگوید: آى طفلی، کی؟! آى طفلى کی؟! این بچه مىفهمد که بالأخره کتک خورده باید یک چیز باشد مثلاً اگر بچهاى سرش به این آهن و شوفاژى که در اینجاست بخورد شما مىآیید مىگویید چه کسى تو را زد؟! مىگوید: این من را زد یعنى آن جنبۀ ضاربیت مورد نظر است چون در اینجا مصدوم شده آن صفت ضاربیت را ابراز مىکند درحالىکه خودش کلهاش را به این زده و خودش به او خورده اما چون در خودش الم مىبیند آن الم را بر جنبۀ فاعلى خودش ترجیح میدهد بخواهىنخواهى مىآید جنبۀ المیت را که حالا به این ظلم شده و مضروب شده بیان مىکند درحالىکه خودش سرش را به آن زد! اگر ما بگوییم که آن به سر من خورد پرونده درست مىشود و کار به بالا کشیده مىشود لذا هر وقت اینطور شد بگویید که آقا سر من به اینجا خورد اینطورى بگویید که در مقام پاسخگویى راحتتر باشید. اینطوری بفرمایید که برایتان مشکل پیش نیاید.
