اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت

بررسی فلسفی اولویت ماده بر صورت در انتزاع مفاهیم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق فلسفی پیرامون نحوه انتزاع جنس از ماده و صورت می‌پردازند. بحث با طرح اشکالی مبنی بر اینکه چرا جنس باید از ماده اخذ شود و نه از صورت، درحالی‌که هر دو دارای جوهر هستند، آغاز می‌شود. در ادامه، با تکیه بر مبانی فلسفی و کیفیت اخذ مشتق، پاسخ مرحوم آخوند تبیین می‌گردد که چگونه جنس به دلیل ابهام و اشتراک، اولویت انتزاع از ماده را دارد. در بخش دوم، استاد با عبور از نگاه مشّایی و استصحاب قهقرا، به تبیین جایگاه علیت در فلسفه اشراق و عرفان نظری می‌پردازند و با ذکر مثال‌هایی از کرامات اولیای الهی، نشان می‌دهند که چگونه حقیقت علیت، بدون نیاز به مسبوق بودن به سابقه مادی، در خارج ظهور می‌یابد. در پایان، با نقد رویکردهای سطحی در برخورد با مسائل اجتماعی و قضایی، بر اهمیت توجه به انگیزه‌ها و باطن افعال در احکام شرعی تأکید می‌شود.

تبیین کیفیت انتزاع جنس از ماده و صورت

3
  • فرض کنید که مى‌گویند: فلانى استعداد دارد، استعدادِ چه چیزی را دارد؟ استعداد عالم شدن یا نویسنده شدن یا پهلوان شدن دارد یا مى‌گوید که آقا فلانى فرد مستعدى است خب مستعدِ چه چیزى است؟ همین‌که بگوییم که مستعد است با اینکه بگوییم که این درخت استعداد دارد چه فرق و چه تفاوتى دارد؟! استعداد استعداد است. باید متعلَّق استعداد مشخص بشود که این آماده بودن براى چیست‌. این ماده که الآن استعداد دارد و آماده براى صورت شدن است اسمش را ماده مى‌گذاریم وقتى که اسم این را ماده گذاشتیم، از آنجایى که جوهر فانى در آن فصلش هست و نمود او چه در صورت و چه در ماده هردوى اینها به فصل است بنابراین آنچه که در مقابل ما در ماده و صورت قرار مى‌گیرد همان استعدادیت محضه است و آن استعدادیت محضه است که فعلیت این شی‌ء را ایجاب مى‌کند یعنى استعداد براى او فعلیت دارد و تمام وجودش را استعداد گرفته و هیچ چیزى غیر از استعداد ندارد و شما هیچ چیزى را نمى‌توانید متعلق این استعداد قرار بدهید.

  • کیفیت اخذ مشتق

  • بله، به‌عنوان استعداد استقبالى و مآل این شیء مى‌توانید بگویید که این نطفه تبدیل به انسان خواهد شد اما اینکه در این استعداد آیا چیز دیگرى نهفته است، نه‌خیر هنوز خیلى مانده است که چند ماه بعد این تبدیل به انسان بشود. الآن آنچه را که این واجد است فقط یک قابلیت است. بعد مى‌گوییم که الآن این چیست که نگاه مى‌کنید؟! مى‌گویید: مضغه است و دیگر استعداد نیست بلکه خود فعلیت و صورت است. بنابراین آن جوهرى را که ما جنس براى استعداد مى‌دانیم، در واقع الجوهرُ هو الاستعداد از باب همان کیفیت اخذ مشتق [است] که ذات را در مشتق اخذ نمى‌کنند مثلاً در ضارب که ذاتٌ ثبَتَ لَه الضرب باشد یا مضروب ذاتٌ وقَعَ علیه الضرب باشد یا فرض بکنید در مضراب که ذاتٌ صدَرَ مِنه الضرب باشد و امثال‌ذلک که در مشتق آن ذات را درنظر نمى‌گیرند بلکه مشتق عبارت از همان حیثیت فعلیۀ اتصافیه است که در انسان هست البته در ضارب وقتى که بخواهید ضارب را به انسان حمل کنید مى‌گویید: ذاتٌ انسانٌ وقَعَ مِنه الضرب.