
جلسه ۶۷۸
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 15/11/1430
جلسه ۶۷۸
9یك شیعه باید بداند كه تكلیفش نسبت به مسائل به چه نحو است در بعضی موارد اشتباه كرده باید بپذیرد در بعضی موارد اشتباه نكرده باید دفاع كند هر كه میخواهد باشد باشد هر چه میخواهد باشد باشد دلیل ندارد كه انسان نپذیرد و ما در مورد كیفیت احتجاجات ائمه با مخالفین میدیدیم یك همچنین مطالبی در بعضی هم میفرمودند اینجا مطلب شما درست است اینجا مطلب شماغلط است اینجا این طور است اینجا این طور است در هر جا چرا چون ائمه میزانشان حق بود! و مخاطبشان خدا بود! دیگر در آن جایی كه خدا مخاطب انسان باشد نه عمر و ابوبكری در آنجا دیگر راه دارد نه دیگر سایر افراد در آنجا فقط خدا است خدا میگوید حق را بگو! حتی اگر ابوبكر هم آمده كاری را انجام نداده نگو كرده بگویی كرده كار حرام انجام دادی! ابوبكر مخالف معاند است یزید است هر كه میخواهد باشد یزید است یزید پسر پیغمبر را به قتل رسانده خدا پدرش را هم درمیآورد و چه و چه و چه ولی به حرام است كه ما بگوییم كه یزید فلان حرف را زد این حرام است! چرا چون یزید میگوید من كه نگفتم من پسر پیغمبر را كشتم بالاترین جنایت را انجام دادم ولی این حرف را نزدم!!! چرا میگویی زدم؟! در وجدانش ما را محكوم میكند و شیعه امام صادق را كسی نمیتواند محكوم كند در هیچ مرتبه نمیتواند محكوم كند شیعه امام صادق نقطه ضعف ندارد! میگوید یزید نگفته صاف نگفته آن كار را كرده آن غلط را كرده آن فلان را كرده آن زنا را كرده آن قمار را كرده آن شطرنج را باخته فلان كرده سگ باز میمون باز همه چیز است از آن باز هر چه باز بگویید این دارد ولی این حرف را نزده نباید گفت زده! بگویی زده آن جا میآیی در صف مقابل همانجا صاف باز با امام صادق فاصله گرفتی امام صادق میگوید همیشه پیش من باش! فاصله نگیر از من میخواهی راجع به پیغمبر حرف بزنی در كنار من باش، چیزی را كه پیغمبر نگفته بگو گفته!! بخاطر من آن آقا درآمده بود كتاب نوشته بود راجع به قرآن آقا فوائد سوره فلان فوائد سوره فلان یك كتابی نوشته بود یك چیزی من به اصطلاح دیده بودم در جایی یكی از همین افراد از همین آخوندها! مدتی پیش تقریبا حدود دویست سال پیش آمده بود نوشته بود بعد یكی از علمای معروف گفته بود بابا اینكه تو نوشتی خوب این كجاست این اخبار كه ما ندیدیم كسی كه سوره یس بخواند چه میشود چه میشود كسی كه سوره بقره را بخواند ده تا بقره خدا به او میدهد كسی كه سوره نساء را بخواند خدا شش تا نساء شصت تا آنجا به او میدهد مثلا فرض بكنید انشاءاللَه خلاصه آنهایی كه التماس دعا دارند و فلان دارند از این سورهها برداشته بود برای این چیزها نوشته بود ... گفت آقا بابا هم این روایتها را خواندیم پیدا نكردیم گفت ن دیدم مردم به قرآن تمایلشان كم شده میلشان كم شده گفتم بردارم از این روایات درست كنم كه میل مردم به قرآن زیاد شود به به به به!! ١ آخر احمق به تو چه مربوط است كه مردم میلشان به خواندن قرآن كم است یا زیاداست اینها چی چی است؟! آن وقت این طرز فكر انسان را به اینجا میرساند كه برای رسیدن به مقصد هر دروغی را توجیه كند!! دیروز گفتم كی دیروز پریروز یعنی طرف میرود میرود میشود اصلا هیكل سر تا كله همه دروغ یعنی آن تز و آن مرام و آن تفكر میآید كم كم كم كم در انسان، امروز در قرآن است فردا در امام زمان است پس فردا نمیدانم در فلان است پس فردا در آقای فلان است! آقای فلان! هی مراتب میرسد دیگر، دیگر بیا و كرامت درست كن حرف درست كن فلان بكن و دروغ بكن جعل بگو مطالبی كه گفته میشود نصفش را سانسور بكن و آنهایی كه خوب است به هم بچسبان ماست مالی و خلاصه درست بكنید فلان بكنید تا یك چهره بزك كرده كه اسمش را میگذاریم اسلام!! هان این همان است یعنی این همان طرز فكر و همان سیره و همان روش است امام صادق میفرماید درست انجام دادی درست خطا كردی باید بلند شوی بیایی بگویی من خطا كردم تمام شد و رفت! نگویی باختی! نه به تو مربوط است نه به پدر جدت مربوط است كه در اینجا چه میشود این مملكت را و همه ممالك صاحب دارد! صاحبش هم حیاست دارد نگاه میكند تدبیر دارد آن میگوید راست باش آن میگوید صادق باش آن میگوید با مردم درست باش صاف باش او دراد میگوید ما میگوییم چی؟ نه، صلاح بر این است كه نمیشود صاف بود شفاف بود صلاح بر این است صلاح بر این است كه نمیشود فرض كنید كه جور دیگری این طور آن طور صلاح بر این است صلاح این همان صلاح بر این است كه روایت درست كردیم كه مردم قرآن بخوانند؟! همان صلاح بر این است ما هم میگوییم صلاح بر این است كه این گفته بشود آن گفته نشود آن كار انجام نشده بگوییم انجام شده به كار انجام شده بگوییم نشده صلاح بر این است دیگر خوب آقاجان مردم كه خر نیستندمردم هم میفهمند نه شما به نتیجه رسیدی یك دوم اینكه سایر مسائل از دست رفت بالاخره مسئله مخفی نمیماند دیگر مسئلهای در این دوره زمانه مسئله مخفی نمیماند نه شما به مطلب رسیدی بخاطر اینكه قضیه مطلبی نیست كه بخواهد درست بكند و از آن طرف وقتی كه مردم ببینندكه مطلب جور دیگری بوده و بعد جور دیگری ارائه شده دیگر ایمان از بین میرود! اعتقاد از بین میرود! باورها از بین میرود باور به صداقت از بین میرود و جایش آن وقت چیزهای دیگر میآید و بعد مسائل دیگر میآید همین طور میآید جلو تا این كه انسان وارد میشود در یك فضایی كه دیگر در آن فضا دیگر هیچ روزنهای وجود ندارد.
