
جلسه ۶۷۸
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 15/11/1430
جلسه ۶۷۸
2یا آقای كذا وقتی ایشان میفرمایند كه این كان اللَه ولم یكن معه شی و الان كما كان، این اصلا مستندش صحیح نیست چند سند من برای این آوردم چطور شما یك همچنین حرفی میزنید و میگویید این سندش! حالا این روایت را شما قبول نمیكنید احادیث نهج البلاغه را چطور قبول میكنید؟ توحید امام رضا علیهالسلام را چطور میپذیرید؟! آخر با این كه یك سندش چیز است نمیتوانی آقا رد بكنی علاوه بر آن این عین مبانی فلسفی و حكمی است! اصلا به عرفان و شهود كاری ندارد شهود و عرفان به جای خودش روایتی است كه منطبق بر این مسئله است و جدای از این كه مطلب دیگری نبود خوب دیدیم خوب اینها اشكال است خوب این را چه باید كرد؟!
بنده اگر بیایم به یك قسم از مسئله بپردازم در حالی كه سایر مسائل لنگ بماند خوب مثل اینكه انسان صحبت نكرده دیگر حرفی نزده لذا بنا را بر این گذاشتیم كه دیگر خوب شروع كنیم وقتی محوریت اشكال را دیدم، دیدم به این سه قضیه برمیگردد یكی توحید افعالی یكی مسائل مربوط به علم و بعد هم بالخصوص مسئله مربوط به وحی و سایر مطالب.
آن آقای كذا آمده ایشان میفرمایند كه همه اینها به خاطر افكار صوفیانه است كه دارد عجب بنده بیست و پنج سال است در این افكار دارم غوطه میخورم چطور یك همچنین خروجیهایی از ما درنیامده كه بیایم وحی انكار كنیم!! نمیدانم وحی را مطابق با فهم بشری بدانیم بلكه از آن چه كه شما میدانید هم بالاتر است كه حتی فكر و عقل شما هم نمیرسد! مگر ما در افكار صوفیانه توغّل نداشتیم بنده تمام مطالب عرفا را مطالعه كردم تمام نوشتهها را مطالعه كردم تمام مسائل صوفی و غیر صوفی را همه را دارم همه را دیدم تمام، تمام را بنده مطالعه كردم از این جا تا سقف من كتاب صوفی را خواندم چطور در ذهن من یك همچنین افكاری نیامده در ذهن علامه طباطبایی چطور نیامد پدر ما نیامد آقای قاضی نیامدند بزرگان از عرفان اینها هیچكدام نیامدند؟!
