
کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت
تحلیل فلسفی نسبت میان جوهر و تعینات وجودی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق فلسفی پیرامون کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر نحوه انتزاع مفاهیم کلی از حقایق خارجی آغاز شده و با تحلیل جایگاه جوهر به عنوان جنسِ مشترک میان ماده و صورت ادامه مییابد. استاد با عبور از نگاه محدود مادی، بر این نکته تأکید میکنند که ماده و صورت هر دو مراتب وجودی هستند و ذهن با نگاه به این حقایق، مفاهیم جنس و فصل را انتزاع میکند. در ادامه، با اشاره به سیر تغییرات و صور متعددی که بر ماده عارض میشود، به این نتیجه میرسند که ماده به دلیل ابهام ذاتی و قابلیت پذیرش صورتهای گوناگون، منشأ اصلی انتزاع جنس است. این جلسه با تبیین تفاوت نگاه توحیدی و نگاه دنیوی به حوادث و تغییرات عالم، به پایان میرسد.
کیفیت اخذ جنس و فصل از ماده و صورت
3شعور انسان منحصر به همان مرتبهاى که با آن انس دارد
آنهایى هم که در آن عالم هستند نظرۀشان به ما همین است و مىگویند: به اینها نگاه کنید! اینها چشمشان فقط همین ماده را بهحساب مىآورد! چرا؟! چون انسان با همان مرتبهاى که انس دارد نسبت به همان مرتبه شعور دارد، نسبت به همان مرتبه! یعنى واقعاً این مسئله عجیب است!
هر نوزادی مولود بر فطرت
این بچههایى که در فطرت زاییده مىشوند و بهوجود مىآیند، اینها حالاتشان چطورى است؟! یعنى وقتى که انسان به اینها نگاه کند، اینها صفاى محضاند! صدق محضاند! توحید محضاند! بین اینها نه تفاخر است، نه تکاثر است، نه تکالب بر اموال است و نه دنیا است! باهم قهر مىکنند و در سر و کلۀ همدیگر مىزنند و دو دقیقۀ بعد باهم رفیق مىشوند و آشتى مىکنند و باهم توپبازی مىکنند و دوباره در سر هم مىزنند و دوباره مىخندند! اصلاً نه خندۀ آنها خنده است و از روى مسائل نفسى نیست و نه قهرشان از روى مسائل نفسى است، هیچکدام! برحسب آن طبع و ذات خودشان باهم خوباند و خوشاند و درست مىکنند و خراب مىکنند و چه مىکنند و فلان مىکنند! این حالت اینها چیست؟! اینها اصلاً نمىتوانند وضعیت ما را که در کلک و دروغ و اینها هستیم تصور کنند، نمىتوانند! نمىتوانند حبّ و بغضهاى ما را در وجود خودشان بقبولانند، نمىتوانند! چرا؟! چون اصلاً در آن مرتبه هستند و در آن مرتبه اُنسشان، فهمشان، ادراکشان و نفسشان، همۀ اینها در آن مرتبه شکل گرفته است.
پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم میفرماید: «کلُّ مَولودٍ یولَدُ علَى الفطرَة حتّی یکون أبواهُ یُهوِّدانِه أو یُنصِّرانِه أو یُمجِّسانِه»،1 خب این مولود اگر بهتنهایى بالا بیاید [و رشد کند]، خود این بچه در اینجا با صدق بهدنیا آمده نه با دروغ! بچه با صفا بهدنیا آمده نه با نفاق و کلک! بچه با توحید بهدنیا آمده نه با شرک و کفر و ثنویت و وثنیت و امثالذلک!
- . الأمالی، شیخ مرتضی، ج ۲، ص ۸۲؛ عوالی اللئالی، ج 1، ص 35؛ بحار الأنوار، ج 3، ص 281.
