اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته ها و گفته های استاد: پیرامون مقایسه بین جوان ها و پیرمردها در مواجهه با حق و پذیرش آن 14/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۷

7
  •  پس بنابراین صورت هم كه عبارت است از همان عین و تعین خارجی وقتی تعین خارجی شد ما به الاشتراك ما در این زمینه صورت خواهد بود یا همان ما حقیقت مبهمه قابل برای صور مختلف پیدا كردن؟ كدام یك از این دو؟ یعنی كدام یك از این دو اولی است و احق است به این كه ما جنس را كه یك حقیقت مبهمهمشترك است از او بگیریم، هر دوی ماده و صورت هر دوی اینها جنس دارند و جنسشان هم عبارت است از جوهر بودن در جوهر بودن هم ماده جوهر دارد و هم صورت جوهر دارد در این مسئله به اصطلاح تفاوتی نمی‌كند ولی آن ابهامی‌را كه در جنس است و آن ابهام در صورت نیست در فصل نیست، آن ابهام را از كدام یك از این دو بگیریم؟ خب ابهام را باید از ماده بگیریم به خاطر این كه ماده است كه مبهم است و فقط قابلیت برای صورت پذیری را دارد خود صورت كه فعلیت دارد پس وقتی كه شما می‌خواهید نظر بیاندازید و بروید و یك حقیقت مبهمه را به عنوان جنس جنبه سعه‌ایی به او بدهید سراغ یك منشأیی می‌روید كه آن منشأ زودتر شما را به مطلوب برساند و زودتر شما را به مقصد برساند آن منشأ چیست؟ آن عبارت است از همان ماده و هیولا ولی صورت نه صورت آن فعلیت خارجی است و در آن جا دیگر این مبهم و ابهام وجود ندارد.

  •  این جوابی كه مرحوم آخوند پس هنگامی شما می‌خواهید جنس را اخذ كنید به جای اینكه سراغ صورت بروید و از آن صورت كه یك تعین خارجی است و در آنجا است از آن جنسیت را اخذ كنید به جای ماده آن صورت می‌روید، ماده این فرض كنید كه كاغذ را در نظر می‌گیرید آن ماده‌ای كه فصلیتش عبارت است از استعداد محض بودن، قابل محض بودن و ابهام محض داشتن از آن ماده شما جنس را انتزاع می‌كنید می‌گویید ما یك حقیقتی در عالم داریم كه آن حقیقت عبارت است از مشتركی كه بین همه انواع وجود دارد آن می‌شود جنس و یك فصل هم داریم كه آن فصل این عبارت است از آن چیزی كه خاص به خودش است اگر از شما سوال كردند این جنس و فصلتان را شما از كجا درآوردید؟ از باب تخیلات و توهمات خودتان را این را درآوردید یا اینكه جنس یك واقعیت خارجی است؟! نه می‌گویید كه هم جنس واقعیت خارجی است هم فصل واقعیت خارجی است. جنس و فصل دو مفهومی‌است كه ذهن آنها را می‌سازد در ارتباط با آن شیء خارجی، وقتی كه به شیء خارجی نگاه می‌كند خواهی نخواهی خدا انسان را این طوری درست كرده كه می‌آید و ما به الاشتراك از او می‌گیرد كه عبارت است از ماده، آن ماده‌ای كه مابه الاشتراك بین صور مختلف است در تمام این صورتها نگاه بكنی یك چیزی این وسط هست كه نمی‌توانید به او اشاره بكنید ولی هست! آن عبارت است از یك چیزی كه فرض بكنید كه بفرمایید ماده‌ای یك ماده‌ای كه آن ماده قابلیت برای صورتهای مختلف را دارد و در تمام این صورت این اشیاء خارجی در تمامش این حضرت ماده حضور دارد این جناب ماده می‌گوید من هستم! در این نوع این ماده می‌گوید من هستم گرچه نمی‌توانی به من اشاره كنی! و از آن ته و توه من را در بیاوری ولی من هستم و حضور دارم و حضور پررنگ هم دارم منتهی از دیدگان تو این حضور مخفی است! به همین دلیل كه صورت خودم را هم عوض می‌كنم ولی خودم عوض نمی‌شوم این خیلی عجیب است كه یك شیء این كاغذی كه الان در دست من است می‌دانید چند تا صورت تا به حال عوض كرده تا به اینجا رسیده ما كه نمی‌دانیم این كاغذ از زمان خلقت دنیا تاالان بوده هان ببینیدعزیزمن چند سال است خدا خلق كرده آسمان و زمین را چند سال است خلق كرده میلیون سال میلیارد سال هر چقدر می‌خواهید بروید جلو بروید ما چه میدانیم اصلا شما بگویید ده میلیارد سال قبل آسمان خلق شده و یكدفعه زمین و بساط و ماده و سایر، این كاغذی كه الان در دست من است ملیاردها سال قبل هم این بوده هان این مسئله شما تماشا كنیید بوده خیال نكنید فقط مربوط به روز دوشنبه ١٤ ١٨ سال ١٤٣٠ هجری قمری در بلده مقدس قم این الان یكدفعه خلق الساعه این بوجود آمد از دست بندگان حضرت آقا این الان مورد مشاهده شما است نخیر این ملیاردها سال قبل بوده ولی كاغذ بوده؟ نه چی بوده؟ خدا می‌داند خدا می‌داند كه این الان چی بوده سنگ بوده اول نمی‌دانم موج بوده نمی‌دانم ذرات پراكنده بوده اولش بعد زدند فرضیه‌های كشكی پشگی كه می‌گویند زنگی زدند منفجر شده همه جا و اصلا خودشان هم می‌آیند رد می‌كنند كه نمی‌دانم اینها همه كشك است واینها این آن جوری بوده و بعد تبدیل به فرض كنید كه خاك شد آب شد و خاك و آب با هم قاطی شد سنگ شد به هوا رفت به زمین آمد نمی‌دانم بعد تبدیل به گیاه شد درخت شد بعد حالا این درختی كه الان شما فرض می‌كنید كه جنگل برزیل است این درخت را قطعش می‌كنند و بعد این تبدیل به كاغذ می‌كنند این درخت مال صد سال پیش است قبل از صد سال پیش چی من می‌گویم ملیاردها سال قبل این بوده این درخت مال صد سال پیش است مال دویست سال پیش است بگو مال هزار سال پیش است دیگر بیش از این نبوده این چه قضایایی هی گذشته! چند صورت این ماده تا حالا به خود گرفته؟!! می‌توانید بشمارید؟! اگر یك یك بگذارید اینجا تا آن طرف كره زمین صفر بگذارید بغل هم باز صورتهایی كه این به خودش گرفته بیشتر است در هر ثانیه دارد یك صورت به خودش می‌گیرد