
جلسه ۶۷۷
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته ها و گفته های استاد: پیرامون مقایسه بین جوان ها و پیرمردها در مواجهه با حق و پذیرش آن 14/11/1430
جلسه ۶۷۷
8تلمیذ: بحث میرود به ماهیت و ما خود وجود را بحث كنیم
استاد: جان
تلمیذ: اینكه خود وجود را به عنوان جنس بگیریم؟
استاد: البته این بحث شما كه میگویید این همان چیزی است كه امروز میخواستیم راجع به آن صحبت بكنیم منتهی من خواستم دوباره بحث قبل را بیاورم و البته وجود را نمیتوانیم جنس بگیریم بلكه وجود را صورت محض باید بگیریم وجود، جنس ندارد منتهی من گفتم كه این چیز بشود برای بحث بعدی بخاطر به اینكه در بحثی كه امروز مرحوم آقا مطرح میكنند
تلمیذ: اگر ما گفتیم وجود را جنس بگیریم نه جنس به معنای ماهیت بلكه به عنوان نقطه مشترك
استاد: وجود به معنای تشخص، نفس تشخص شما بگیرید وقتی نفس تشخص بگیرید آن وقت در این صورت دیگر یك آن مابه الاشتراكش در این جا فقط یك مفهوم میشود یعنی همان نفس حقیقت وجودیه میشود كه بسیط است آن میشود آن وجود، او میشود بسیط و آن وقت دیگر نمیشود مبهم باشد او دیگر عین تأثر است به عكس این چیز كه در اینجا مبهم بود او عین تعین است وجود عین تعین است این ماده مبهم است برای ظهورش نیازی به صورت دارد یعنی صورت قرطاسیت صورت حجریت صورت خشبیت اینها صورتهای مختلفی است این ماده به خودش باید بگیرد تا اینكه ظهور پیدا بكند نه آن وجود میشود عینش این را فردا عرض میكنم خدمتتان این ماده را وقتی كه بخواهد شما در نظر بگیرید حالا تا اینجای مسئله را شما تمام بكنید.
این آن قدر صورت به خود گرفته است همین دیگر حالا به كتاب و فلان كار نداریم همین چیز در دست ما این كاغذی كه در دست ما است آن قدر صور متعدده و متكثرهای گرفته است كه انسان نمیتواند عد كند و به حساب بیاورد در تمام اینها این صورتها همه از بین رفته! آنی كه فعلا باقی مانده چیه خود ماده توجه كردید این میشود حظور حظور پررنگ پررنگ و فعال از این اصطلاحات جدید این حظور پررنگی كه الان دارد این حظور قوی این جناب ماده معلوم میشود ماده این جنبه انفعالی حضورش در جنبه فاعلی بیشتر است فاعل بدبخت شما مردها نگاه كنید مردها چقدر زودتر از این زنها میمیرند این زن آمار ندارید من خیال میكنم بیش از ٧٠ یا ٨٠ من خیال میكنم صدی ٧٠ درصد زودتر میمیرند این زنها عمر میكنند و جان دارند میدانید چرا اینها هستند بیخیال بابای مرده درمیآید اعصباش همه چیز پدر مرده در میآید اینها سر و مر و گنده قشنگ برای خودشان انگار نه انگار وقتی كه طرف میمیرد یك دو سه روزی گریه میكند بعد هم مینشیند میخندد و زندگی را شروع میكند البته خوب چرا پیدا میشود كه خوب مواردی كه حالا یك چند درصدی اتفاق میافتد این جناب ماده بیخود هم اسم این را نگذاشتند ماده والا اسم این را میگذاشتند صورت این ماده بخاطر همین چون عمرش بیشتر است صور مختلفی به خودش میگیرد این هم این هم چیه این هم همه صورتها را همه از بین رفته ولی خودش هست الان در دست بنده این ماده در دست بنده نگاه كنید ببینید دارد خودش را نشان میدهد در حالی كه الان این صورت صورت قرطاسی دارد فردا ممكن است دوباره این صورت عوض بشود برود تبدیل به یك صورت دیگری بشود رماد بشود باز ماده میگوید كورخوندی من باز اینجا تشریف دارم آن صورت قبلی كه جنبه صورت فاعلی دارد دیگر ماده جنبه انفعالی دارد پس معلوم میشود در این دنیا آن جنبه انفعالی است كه خلاصه آن بابای فاعلی را در میآورد خوب تا از این طرفی خلاصه ترتیبش را میدهد و میفرستد آن طرف خودش هم سر پا همیشه بقا و حیات دارد لذا اینی كه میگویند كه ماده خیلی مبهم است و چی است همچینی خیلی هم نباید قبول كرد باید یك خورده بیشتر دقت كرد اتفاقا خیلی حسابی آن جور است!
