اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته ها و گفته های استاد: پیرامون مقایسه بین جوان ها و پیرمردها در مواجهه با حق و پذیرش آن 14/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۷

3
  •  تمام كارهایی كه ما می‌كنیم همه اینها وثنیت است همه اینها بتهایی است كه ما می‌پرستیم منتهی آن بتها لازم نیست از چوب و تراشیده و فلان باشند! آن چیزهایی كه در مقابل خدا قرار دادیم ارباب متفرقون خیر ام اللَه الوحد القهار تمام اینها ارباب متفرقون همه اینها بت هستند! تمام اینها بتهایی است كه در بتكده دل آنها را مستقر كردیم! مستقر و متمكن كردیم تمام این بتها را!

  •  این بچه با همین حالت بیاید بالا همان صدق در او چی همان جور می‌آید بالا همان طور صفا در او همان طور بالا می‌آید در او توحید همان جور می‌آید بالا از كلك دور است از نفاق دور است از تهمت زدن دور است از زمینه‌سازی و نمی‌دانم باندبازی و زمینه‌چینی و دور زدن از همهاین صفات رذیله ای كه بحمداللَه همه وجود همه ما را گرفته! این بچه دور است می‌آید بالا بالا بالا و با همان فضای دید به خارج نگاه می‌كند با همان فضایی كه دید او است به خارج نگاه می‌كند خیال می‌كند همه هم بایست صادق باشند یكدفعه نگاه می‌كند ا آقای كذا دروغگو درآمد می‌ریزد به هم همه چیز لذا صفا را در جوانان و نوجوانان بیابید! همیشه صداقت آنهایی كه هنوز به دنیا آغشته نشدند در فطرت خودشان بار آمدند آمدند رفتند! و لذا مشاهده می‌كنیم آنهایی كه با مسائل خلاف در وهله اول جبهه می‌گیرند پیرها نیستند پیر هزار تا فكر با خودش فكر می‌كند هزار تا مصلحت اندیشی می‌كند این را بگویم نگویم آن جا برمی‌خورد این جا برمی‌خورد آن مصلحت است این باری اینجا فلان است برای اینجا فلان است هزار جور تاوقتی كه به مصالح و مضار خودش مسئله دخلی ندارد یك زبان دارد از این جا تا آفریقا وقتی كه قضیه یك خورده به مصالح خودش برمی‌گردد صاف گرفت نشست تمام شد! انگار اصلا لال است! خوب چی شد؟ بابا این كه هزار تا زبانت چی شد قضیه چرا این طوری شد ببینید ولی جوان این نیست جوان نوجوان بچه اینها چیند صافند چون تعلق ندارند! چون هنوز این مسائل برای آنها چیز نشده! اجرای عدالت، توقع عدالت تمام اینها را شما در جوان و نوجوان می‌بیند! علیكم بالاحداث اینكه پیغمبر فرمودند كه دنبال جوانها بروید به خاطر اینكه بابا دم شتر به زمین می‌رسد یك حرف تو كله پیر شصت ساله بكنید بی‌خود وقت خودت و وقت طرف را تلف نكن علیكم بالاحداث تو داری حرف از فطرت می‌زنی حرف از مبانی اسلام و شرع می‌زنی حرف از صداقت داری می‌زنی حرف از دوری از كلك و دروغ داری می‌زنی حرف از رفتن به سمت توحید می‌زنی بابا تو كله آن آدمی‌كه هفتاد ساله است نمی‌رود! بیخود اذیت نكن خودت را و زحمت هم نكش! حرف را بزن برو گرفت گرفت آنی كه تو كله‌اش می‌رود آن كسی است كه فطرتش و آن وضعیتش و آن موقعیتش با آن چه را كه تو می‌گویی می‌خواند دنبال او برو او را برو دنبالش دست او را برو بگیر آن را برو محكم بكن برو نگذار دنبال این خطاو فلان برود هان دیدید آدم گاهی اوقات مثلا با یك جوانها با نوجوانها وقتی كه صحبت می‌كنی یك خورده حرف می‌زنی آقا راست می‌گویی درست است ولی زبان آدم آقا مو در می‌آورد مو در می‌آورد! هر چی می‌گویی بیر بیر عین دیوار آقا به آدم نگاه می‌كنند خوب بابا یك چیزی بگو یا بگو درست است می‌نشیند فكر می‌كند بگویم نگویم اعتراف كنم نكنم اعتراف كنم فردا آن جور می‌شود آن آقا بول می‌گیرد بهانه می‌گیرد آی كوفت مرض خوب این كه طرز چیز نیست ولش كند علیكم بالاحداث ولشان كنید این‌ها به همان وضعیت خو گرفتند و توقع دیگر از آنها نیست مگر دیگر معجزه‌ای رخ بدهد معجزه پیدا بشد!