
جلسه ۶۷۷
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته ها و گفته های استاد: پیرامون مقایسه بین جوان ها و پیرمردها در مواجهه با حق و پذیرش آن 14/11/1430
جلسه ۶۷۷
2همان طوری كه مطالب آنها برای ما گاهی اوقات باعث استهزاء میشود به خاطر نفهمیما! به طوری كه بعضی از مسائل مشاهده میشود همین طور تفكر ما و مسائل ما برای آنها هم مسخره است همان طوری كه فرض بكنید كه یك بچه به ما وقتی كه نگاه بكند اصلا طاقت دیدن اطوار ما را ندارد صحبت ما را ندارد فرض كنیدكه در یك مجلسی بچه چهار ساله را شما بیاورید دو دقیقه مینشیند نگاه میكند كه ببیند چی دارید میگویید میگوید بابا برویم بازیمان را بكنیم چیه نشستند اینجا خودشان را علاف كردند همه را هم سر كار گذاشتند دارند یه چیزهای میبافند و میگویند نه خودشان عمل میكنند نه اینها چیز میكنند بلند شویم برویم دنبال كارمان راست هم میگوید همان طور هم وقتی ما به این بچه نگاه میكنیم به اسباب باری و توپی كه میزند مسخره میكنیم ما میگوییم برو بابا این عرض كنیم این چه چیزی دارد این چه بساطی است چرا نمیآیند اینها بنشینند ببینند این حكیم خبیر بصیر فلان الان در بالای منبر فرض كنید كه چه مطالبی را میگوید به جای اینكه استفاده كنند از این مطالب روایات، كلمات عرشی و فرشی و اینها، بلند میشوند میروند فرض كنید كه بازی میكنند یا یك ربع از منبر نگذشته صدای خواب و خرخر و بعد هم بابای بیچاره برمیدارد این را بلندش میكند و یك عبا میاندازد رویش كه دیگر راحت بخوابد اقلا یك خوابی بكند یك فایدهای ببرد حالا واللَه یك خواب بكند یك تمدد اعصاب بشود درست خوب این هم این هم این است آنهایی هم كه در آن عالم هستند نظرهشان به ما همین است میگویند اینها نگاه اینها چشمشان فقط همین ماده را فقط به حساب میآورد و چرا؟ چون انسان با همان مرتبهای كه انس دارد نسبت به همان مرتبه شعور دارد! نسبت به همان مرتبه! یعنی واقعا عجیب است واقعا این مسئله عجیب است! این بچههایی كه در فطرت زاییده میشوند به وجود میآیند اینها حالاتشان چطوری است؟! یعنی وقتی كه به اینها انسان نگاه بكند اینها صفای محضند اینها صدق محضند اینها یعنی توحید محض نه بین اینها نه تفاخر است نه تكاثر است نه تكالب بر اموال است نه فلان است دنیا است اینها، با هم قهر میكنند تو سر و كله همدیگر میزنند دو دقیقه بعد با هم رفیق میشوند آشتی میكنند با هم توپ بازی میكنند دوباره میزنند تو سرهم دوباره میخندند اصلا نه خندهشان خنده است نه یعنی نه از روی مسائل نفسی است و نه قهرشان از روی مسائل نفسی است، هیچ كدام، بر حسب آن طبع و ذات خودشان با هم خوبند خوشند درست میكنند خراب میكنند چه میكنند فلان میكنند درست این حالت حالت چیست اینها اصلا نمیتوانند وضعیت ما را كه در كلك و دروغ و اینها ست تصور كنند نمیتوانند! نمیتوانند حب و بغضهای ما را در وجود خودشان بقبولانند نمیتوانند چرا؟ چون اصلا در آن مرتبه هستند در آن مرتبه انسشان فهمشان ادراكشان نفسشان همه اینها در آن مرتبه شكل گرفته و آن چیز گرفته آن حدیث پیغمبر چیست كل مولودٍ یولد علة الفطره كل مولود یولد علة الفطره ثم ابواه یحودانه بتأدیبه و ینصرانه و یمجسانه خوب این خودش این مولود به تنهایی بیاید بالا خود این بچه كه در این جا آمده بچه با صدق به دنیا آمده نه با دروغ! بچه با صفا به دنیا آمده نا با نفاق و كلك! بچه با توحید به دنیا آمده نه با شرك و كفر و ثنویت و وثنیت و امثال ذلك!
