اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

نقش خلوت و تفکر در شناخت حقیقت نفس و فعلیت‌های وجودی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه مباحث عقلی و فلسفی در زندگی شخصی و اجتماعی می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به فلسفه، آن را ابزاری برای انطباق تشریع با تکوین و شناخت دقیق موقعیت انسان در عالم هستی معرفی می‌کنند. محور اصلی بحث، ضرورت خلوت و دوری از هیاهوی اجتماع برای بازگشت به خویشتن و درک حقیقت نفس است. استاد با استناد به سیره بزرگان و اولیاء الهی، خلوت را بستری برای فهم استعدادهای ذاتی و عبور از صورت‌های اعتباری می‌دانند. در ادامه، با تحلیل مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماده، صورت و جنس، معنای «فقر ذاتی» و «فعلیت» تبیین می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به تفاوت میان صورت‌های ظاهری و حقایق باطنی، بر لزوم تسلیم در برابر واقعیت‌های هستی و آمادگی برای پذیرش حقیقت در مسیر سلوک و ظهور تأکید می‌ورزند.

فایده فلسفه در خودشناسی و سلوک

7
  • فالهیولى فی الجِسم لیسَ إلاّ جوهراً محضاً لهُ فی الوجود قابلیةُ التلبُّسِ بأیّة صورةٍ و صفةٍ كانَت.1

  • خب این فقط یک جوهر است لذا ایشان فرمودند که ما جنس را از ماده مى‌گیریم نه از صورت؛ چون ماده است که داراى فعلیت در استعداد و تهیؤ است و صورت این‌طور نیست. صورت فعلیت در فعلیت و در ظهور و در تشخص است ولى آنچه که در استعداد داشتن فعلیت دارد در ظهور فعلیت ندارد، چون ظهور ندارد و مبهم و مجمل است. نفس فعلیتش یعنى تهیؤ محضه، خود تهیؤ براى او [فعلیت] مى‌شود.

  • صورت فعلیۀ رسول خدا

  • مگر پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نفرمودند که «الفقرُ فَخری»؟!2 مگر مى‌شود کسى فقیر باشد و نداشته باشد و نداشتن، فخر بشود؟! همیشه داشتن براى انسان مایۀ افتخار است؛ اینکه انسان چیزی را واجد باشد، عدم که مایۀ افتخار نیست! ولى رسول خدا مى‌فرماید: این عدم براى من به فعلیت تبدیل شده است! ما این‌طور نیستیم ما خیلى کار داریم تا [به اینجا] برسیم! ما تمام وجودمان صورت محضه است! تمام حقیقتمان فعلیت در فعلیت است! این حرف‌ها چیست؟! خدا کیست؟! فقر و این حرف‌ها چیست؟! ما هستیم؛ علم ما، قدرت ما، نظام ما، دنیاى ما و توان ما است، شخصیت و محبوبیت ما است!! بَه‌بَه مگر اینها را از خانۀ خاله‌مان آوردیم؟! خودمان کسب کردیم! این‌همه درس خواندیم، زحمت کشیدیم، شب تا صبح کتاب برمی‌داشتیم و مطالعه مى‌کردیم و این‌همه چه‌کار می‌کردیم، اینها کجا رفته است؟! اینها از خدا بوده است؟! آقا این حرف‌ها چیست؟! نه برای خودمان است! رفتیم همۀ اینها را کسب کردیم، پدر خودمان را درآوردیم، سردرد، زخم معده، اعصاب خراب و عینک نمرۀ 3، 4، 5، 10 و 20 گذاشتیم و... البته بنده دارم به‌طورکلی مى‌گویم! بله، اینها همه‌اش برای بنده است! چه کسى گفته اینها از خداست؟! این حرف‌ها چیست؟! اگر از خدا است پس چرا بقیه که صاف صاف در خیابان راه مى‌روند، عالم و دارای این مسائل نشدند؟! پس اینها همه از خود ما و برای ما است! تمام اینها یعنى صورت‌هاى فعلیت داشتن محضه درقبال صورت فعلیۀ واقعى الهیّه! درقبال صورت فعلیۀ واقعى ربوبیّه، درقبال صورت فعلیۀ واقعیۀ علیم، قدیر، حىّ، رازق، خالق و معطی! درقبال او براى خودمان صورت‌هاى فعلیه ترسیم کردیم و داریم مى‌ایستیم و قد عَلَم مى‌کنیم و هل مِن مبارز و حریف مى‌طلبیم!! ولى رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم صورت فعلیه‌اش صورت فعلیۀ فقر است! یعنى همان جنبۀ حقیقت فعلیۀ استعدادیه و تهیؤ که در وجود ماست ولکن به صورت‌هاى فعلیۀ تقابلیۀ با صورت فعلى واقعى درآمده است، براى رسول خدا آن صورت فعلیۀ جنسیه همان صورت فعلیۀ فصلیه شده است!

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 38.
    2. عدة الداعی، ج ۱، ص ۱۲۳.