
جلسه ۶۷۶
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 13/11/1430
جلسه ۶۷۶
5این مسئله كه این قابلیت، در ماده فعلیت داشته باشد این یك مسئلهای است كه آن را احساس میكنیم و جنس را از همین میگیریم درحالتی كه هویت خارجی همین ماده به صورت است یعنی همان صورتی كه شما الان دارید میبینید همین شیئ كه دارید در خارج میبینید همهاش همین است یعنی همهاش همین واقعیت است و اگر صورت تغییر كند باز همهاش همین است یعنی همانی كه دارید شما میبینید به معنای فناء ماده در صورت است یعنی با این كه این ماده از نقطه نظر فعلیت دارای فعلیت استعدادی است یعنی استعداد و تهیؤ و آمادگی را دارد یعنی واجد تقبل صورت است این واجدیت را اگر نداشت هزار تا صورت هم نمیتوانست این ماده را به وضعیت خودش برگرداند باید این ماده قبول بكند تا اینكه این صورت بتواند این را در خود هضم و محو كند و به مخاطبین به آن كیفیتی كه خودش هست ارائه بدهد این هضمی كه میخواهد بكند باید چیزی باشد یا نباید باشد؟ باید یك استعداد و آمادگی و قبولی باشد یا نباشد؟ اگر این استعداد و آمادگی نباشد این صورت نمیتواند آن كار را انجام بدهد چطور ممكن است شما آن صورت جنین بودن را در رحم مادر كه تبدیل به (ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَه أَحْسَنُ الْخالِقِينَ)1 میشود، همان صورت بتواند یك حدید را در بیاورد؟ البته عرض كردم فعلا بحث ما در عالم عرض است نه جنبه طولی، در عالم ماده و صورت در عالم هیولا و صورت ما در این عالم این بحث را میكنیم ولی از نقطه نظر مسائل غیر عادی و امثال ذلك و كرامات واینها نه، آن صورت به هر جسمیكه تعلق گرفت میتواند او را در خود هضم كند! یا اینكه اصلا هنوز صورت جسم را بسازد! یعنی خود صورت است كه آن جسم خارجی را به این انواع مختلف و اشكال مختلف در میآورد در هر دو حال، چه جسمیوجود خارجی داشته باشد اگر صورت بیاید در او تأثیرگذار میباشد یا جسمیوجود خارجی نداشته باشد فقط صورت محض باشد مثل اراده و همت ولی و كرامت اولیاء و اعجاز انبیا و ائمه و حُجج در اینها كه خود صورت میآید و ماده از خود ایجاد میكند! خود صورت میآید و وزن در خارج خلق میكند سایه در خارج به وجود میآورد خود صورت میآید و آثار و خصوصیات ماده را برای همه نشان میدهد. این الان این است و وزنش هم این است هیچ تفاوتی هم ندارد بلند شو برو نگاهش كن این هم شیری است امام رضا علیه السلام درست كرده میخواهی امتحان كنی اگر جرأت داری برو یك متر جلوتر نگاهت كه میكند میخوری زمین این دیگر شوخی بردار نیست وضعیتش هیكلش نمیدانم خصوصیاتش هر شیری كه آدم در آن شك كند شیری كه امام رضا علیه السلام درست میكند دیگر آدم در آن شك ندارد كه خطری است كه خلاصه باید فاصله گرفت خوب این مسئلهای كه در اینجا به این كیفیت دارد مطرح میشود این به جهت همان خصوصیت ماده بودن است كه جنبه استعداد در او به فعلیت رسیده است لذا در اینجا میبینیم كه مرحوم آخوند میفرمایند كه ما وقتی كه نظر به ناطق میكنیم وقتی كه میخواهیم ناطق را تعریف بكنیم این طور نیست كه بگوییم كه در ناطق شیء له نطق یك شیای است كه دارای یك حقیقتی است و آن حقیقت با خود آن اتصاف به این وصف تفاوت دارد بعد نطق بر او عارض میشود ناطق، نفس نطق است در این مظهر و تحقق وجود خارج نفس همان نطق در این جا عبارت است از ناطقیت. كلام مرحوم آخوند هم در اینجا حكایت از همین مسئله میكند كه وقتی كه آن ناطق به معنای گویا حالا به هر معنایی به معنای مدرك به معنای عاقله به معنای نفس انسانی با هر معنایی كه شما این ناطق را تصور میكنید این ناطق در این جا وجودش با وجود آن حیثیتی كه به او تعلق گرفته است واحد است شما در اینجا یك چیز نمیبینید بلكه یك حیوانیتی میبینید كه برای خودش دم و دستگاه خاص دارد و علاوه بر آن حیوانیت یك حالت دیگری را میبینید كه آن حالت به او اضافه شده وقتی كه به او اضافه شد آن حیوانیت را برگرداندبه او نه اگر شما در این، حیوانیت را میبینید این حیوانیت وجود خودش را از این ناطقیت اكتساب كرده اگر در آن جنب و جوش میبینید این را از جنبه نفسیت انسانی عاقله ناطقیت به وجود آمده منتهی خوب یك جنبه اشتراكی دارد كه ما آن جنبه اشتراك را نگاه میكنیم و میگوییم حیوانیت، هر چه هست همان صورت است منتهی آن صورت چون آن جنبه جنسیت را در خود محو میكند میشود او. یعنی جنس در اینجا میشود صورت، نه اینكه صورت میشود جنس.
- سوره المومنون ٢٣ قسمتى از آيه ١٤
