اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 13/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۶

4
  •  این مرحوم آخوند رفت بدور از اغیار و از این اهل دنیا در هر صنف و لباسی فاصله گرفته! حرف خدا زدن در این كتاب گناه است خب این دارد حرف خدا را می‌زند فلسفه دارد از خدا می‌گوید خب بلند شو بیا جوابش را بده چرا فحشش می‌دهی؟! طردش می‌كنی! چرا عوام الناس را بر علیه او تحریك می‌كنی؟ آخر چرا یك مشت لات را می‌فرستی؟! چقدر در همین اصفهان مرحوم آخوند را دنبال كردند و اذیت كردند و فحش دادند! و همین علماء و آخوندهای اصفهان بالاخره كاری كردند كه شاه عباس آمد تقاضا كرد از مرحوم آخوند كه آقا بلند شو از اصفهان برو بیرون! خودش تقاضا كرد آخر سر كه برود! وقتی دید نمی‌رود گفت: آقاجان شما می‌خواهی زنده باشی یا نه یعنی آقا بنشین سر جایت حرف نزن وقتی گوش نداد كم كم قضایا جدی تر خواهد شد كه بلند شد آمد در قم و بعد هم مدتی در قم ماند در همین مدرسه فیضیه آمد البته آن موقع به این شكل نبود خیلی كوچك بود و خیلی مختصر بعد توسعه پیدا كرد این در زمان مرحوم آخوند به این كیفیت نبود. اول كسانی كه مخالفت كردند با ایشان همین به اصطلاح روحانیون و آخوندهای اینجا بودند خوب می‌دانستند و می‌شنیدند اینجا را دوباره می‌خواهد مثل اصفهان بكند هیچی آمد رفت پیش این حضرت معصومه مخلصیم چاكریم نوكریم با این وضعیت ما نمی‌توانیم اینجا باشیم رفت بیرون قم توی كوهستان كَهَك آنجا بود كه هم نزدیك قم باشد هر وقت خواست بیاید زیارت كند و همین كه دور باشد.

  •  اتفاقا ما یكدفعه رفتیم منزل ایشان كهك رفتیم نگاه كردیم و به رفقا كه رفتند گفتم آدم بیاید اینجا مثل اینكه نوشتنش می‌گیرد یعنی یك جوری دیگر می‌شود اصلا خانه و حال و هوا آن، وضع هندسی منزل و اینها خیلی جالب و باب طبع بود. به نظر می‌آید ایشان در حال و هوای خاصی بوده خب اینها رفتند در آنجا به خودسازی خودشان برسند دیگر چه بدبختی‌هایی دارند چه بیچارگی‌هایی دارند! بخدا اینها كاه نخورده بودند! بخدا اینها یونجه نخورده بودند! كسانی كه این حرفها را زدند، آخر تو كه یك صفحه این اسفار را نمی‌توانی بی‌غلط بگویی آخر چرا می‌آیی می‌گویی آقا ما هم می‌توانیم اسفار بگوییم؟! ولی این اسفار همه‌اش چرت و پرت است! تو بلند شو بیا جلوی من دو خط بی‌غلط این را معنا كن من اجازه اجتهاد می‌دهم چی چی این حرفها این طوری هر كسی شر و وری از دهانش در می‌آید! نه حسابی نه كتابی آخر نه ضابطه‌ای! آخر صحبت كردن راجع به اینها شر و ور است و عبث و لغویات؟! فقط از این كه گربه سكونی چند تا زاییده فقط فرض كنید كه مطالب درست و حسابی است در این مملكت! آخر اینها مسائلی دارای حساب و كتاب است اینكه ایشان الان دارند مسئله كیفیت اخذ جنس را از ماده استنتاج می‌كنند می‌خواهند ما را متوجه آن حقیقت واقعی فعلیت استعدادیه بكنند كه آن فعلیت ما فعلیت تهیؤ است نه فعلیت استعدادی! یعنی همان حیثیت ربطیه است كه آن فعلیت ما را تشكیل می‌دهد! (يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَي اللَه وَ اللَه هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ)1 معنای آیه در این یك صفحه است اگر كسی بخواهد راجع به این آیه صحبت كند بایستی این یك صفحه مرحوم آخوند را در اینجا خوب مطالعه كند خوب بحث كند دقت كند كه چطور ایشان بین حیثیت فعلیه و بین حیثیت استعدادیه، حیثیت فعلیه در صورت حیثیت استعدادیه در ماده و هیولا تمیز قائل شدند و بعد ماده را استعداد محض می‌دانند. استعداد محض داشتن ماده یعنی فعلیت داشتن در این وضعیت نه فعلیت به معنای ظهور، فعلیت به معنای ظهور به واسطهصورت پیدا می‌شود! فعلیت یعنی بودن، فعلیت یعنی داشتن، فعلیت یعنی تحیز به این شرایط داشتن این معنای فعلیت است. گرچه ظهور و بروز همین فعلیت به واسطه یك فعلیت مشخصه و معینه یا متعینه و متشخصه هست كه آن عبارت از صورت باشد ولی در این كه اصل خود این ماده و هیولا دارای استعداد فعلی است نه استعداد انتظاری كه بعدا در او استعداد پیدا می‌شود كه از او تعبیر به امكان وقوعی و امكان قابلی و اینها می‌شود وقتی كه ما درباره شجر یا دربارهحدید صحبت می‌كنیم می‌گوییم آیا این استعداد برای انسان شدن دارد یا ندارد؟ می‌گوییم این استعداد، استعداد قابلی نیست بلكه این استعداد به معنای امكان ذاتی است. آن استعداد كه به مرحله فعلیت اخیره از جنین بودن است در جنین و نطفه حاصل می‌شود آن هم دارای امكان ذاتی است و هم دارای استعداد به معنای قابلیت فعلی و خارجی است درست.

    1. سوره فاطر ٣٥ آيه ١٥