اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 13/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۶

10
  • مسکین خر اگر چه بی‌تمیز است‌***چون بار برد همی‌ برد عزیز است
  • گاوان و خران بار بردار***به ز آدمیان مردم آزار
  •  تلمیذ: نسبت به علامه طباطبایی هم ذكر می‌كنند كه ایشان هم رؤیت می‌كردند.

  •  استاد: از حرم برمی‌گشتند؟.

  •  تلمیذ: یا اینكه در نجف كه بودند در زمان جوانی.

  •  استاد: خب مرحوم علامه كه صورت برزخی داشتند حتی بالاتر از این اما با این تعبیر كه از حرم برمی‌گشتند این جور بودند یا نه؟

  •  تلمیذ: الان شك كردم احتمالا، در نجف یقینی است در سنین جوانیشان بوده.

  •  استاد: البته این مسئله‌ای نیست كه حالا خیلی نیاز به مراتب داشته باشد ما در خیلی از دوستان و رفقای خودمان این مطالب را می‌شنیدیم و می‌شنویم اینها چیزی است كه طبیعی است یك وقتی یكی آمد پیش ما خیلی بنده خدا ترسیده بود و رنگش پریده بود و گفتم هان چیه نمی‌توانی برای خودت نگه داری بنده خدا عكس كسی را دیده بود عكسی در روزنامه‌ای جایی فلانی دیده بود به صورت یك درنّده است خیلی برایش عجیب بود چنان عجیب بود كه اصلا به هم ریخته بود نتوانسته بود بپذیرد تحمل كند خودش را نگه دارد گفتم باباجان حالا از این چیزها شاید زیاد ببینی باید كم كم عادت كنی توی این باغ وحش! همه چیز پیدا می‌شود باید عادت كنی.

  •  اینجا است كه وقتی آدم از بزرگان یك چیزهایی را می‌شنود حالا به اشاره یا كنایه آنها كه نمی‌آیند صریحا یك مطلبی را بگویند مبنای بزرگان بر كتمان و اخفاء است و اختفاء، به كنایه یك چیزی را می‌گویند طرف گرفت گرفت! ولی هیچ صریح نمی‌گوید وقت مگر اینكه یك مطلبی باشد كه شخص نیازی به كتمان برایش نداشته باشد و صراحت داشته باشد بنده در این مدتی كه با مرحوم آقای حداد بودم و مسائل ایشان را می‌دیدم خیلی ایشان در بیان این مسئله عجیب بود ولی در بعضی جاها می‌دیدم ایشان صراحت دارند جایی بود كه زمینه تصریح بوده ولی حتی به خود ما تأكید و اصرار بر این كه انسان عیب مردم را نباید بگوید و خداوند ستار العیوب است و چه اینها خیلی واقعا اگر ما اینها را نمی‌دیدیم خسر الدنیا و الاخره بودیم حالا هم معلوم نیست اوضاعمان چیست. آن قضیه قطعی بوده یك دفعه من یك قضیه‌ای نقل كردم ولی بعد از طرف من این قضیه ظاهرا با یك اضافاتی نقل شده بود قضیه‌ای كه عرض كردم این بود كه یك دفعه از مشهد می‌آمدیم به سمت تهران هوای تهران خوب نبود خیلی غبارآلود و اینها بود هیچی پیدا نبود اصلا زمین به هیچ وجهی پیدا نبود و گرد و خاك و غبار و اینها كه اصلا امكان دیدن به هیچ وجه نبود بعد در این موقع من دنبال همین بهشت زهرا می‌گشتم و بهشت زهرا و فلان و مرحوم آقا به من توصیه كرده بودند به ما همیشه این را داشته باش هر وقت از كنار بیمارستان می‌گذری یك حمد بخوان و هر وقت از كنار قبرستان یك حمد وسوره من دیگر از همان زمان هر وقت می‌گذریم می‌خوانیم این طرف و آنطرف می‌رویم و فلان یك حمد و سوره یا از كنار هر بیمارستانی كه رد می‌شویم یك حمد می‌خوانیم می‌گفت این را همیشه داشته باش! بعد كه داشتیم نزدیك می‌شدیم معمولا وقتی كه می‌آیم و همان نزدیك بهشت زهرا كه می‌رسم من یك حمد و سوره می‌خوانم، معیار من هم همین گنبد و مقام آقای خمینی است در آنجا پیداست و خود بهشت زهرا هیچ علامتی ندارد، كنارش گلدسته‌ها و فلان این شاخص ماست، همین طور دنبال این می‌گشتیم كه بالاخره این كجاست نزدیك شده بود دیگر چیزی نمانده بود، هیچی هم پیدا نبود همین كه نگاه می‌كردم یك جایی به نظرم آمد كه باید آنجا باشد خب بالاخره حال و هوا فرق می‌كند، اینجا مؤمنین و ارواح دفن هستند فرق می‌كند حال و هوا تفاوت می‌كند! ما حمد و سوره را خواندیم گفتم حالا این طور حدس زدیم به دلمان افتاده بخوانیم بعدكه از جلوی جلو برطرف شد یكدفعه دیدم همانجا بوده. مسئله‌ای كه من گفتم این بوده حالا ظاهرا یك جورهای دیگر از قول ما نقل شده.