اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 12/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۵

11
  •  یك روز با پدرم صبح حرم مشرف شدیم، برگشتن ماشین را بنده می‌بردم ایشان عقب نشسته بودند، اتفاقا سالهای اخیر حیات ایشان هم بود، خود من اتفاقا قم بودم، وقتی كه داشتیم از حرم بر می‌گشتیم، آن موقع دور حرم امام رضا می‌شد با ماشین رفت، یك زنی میخواست از خیابان رد بشود، من تصورم این بود كه او ایستاد تا ما رد بشویم و اتفاقا خط عابر هم نبود، ولی آمد برود، من یك همچنین تصوری كردم حالا شاید اشتباه كردم یا او یك همچنین تصوری كرد كه خوب بعضی از اوقات دوباره برای انسان تجدید عزم می‌شود همین كه نزدیك شدیم یكدفعه آمد و من رفتم با تصور اینكه می‌ایستد و رفتم تا نزدیكش و ترمز كه كردم این ترسید نزدم، فاصله داشتم ترسید، یكدفعه آقا خدا نیاورد به روزگارت، یكدفعه دیدم ایشان رنگش قرمز شد چرا این كار را كردی؟! چرا یك مسلمان را لرزاندی؟! تو باید فردای قیامت پاسخگو باشی، بخاطر این عملی كه انجام دادی در روز قیامت تو را می‌ایستند و از تو سوال خواهند كرد، ببینید یك ترساندن زن آن هم نه عمدی من خیال می‌كردم آن ایستاده، حركاتش نشان می‌داد ایستاده من بروم، ولی می‌گویند تو بیشتر می‌بایست ملاحظه كنی، سرعت را مثلا كم كنی كه وقتی به او می‌رسی با آرامش و سكونت نفس رد بشود، با خیال راحت رد بشود.

  •  اینها آن چیزهایی است كه ما باید در این درسها بفهمیم این نكته‌هاست این مبانی كی باید برای مردم توضیح داده بشود؟! آن وقت شما ببینید تفاوت ره از كجا است تا به كجا، مردم باید به این مبانی رو بیاورند تا امام زمان بیاید، به این مسائل، به این مبانی و ایشان تا شب دیگر با من حرف نزدند، هر چه گفتیم بابا غلط كردیم، توبه كردیم دیدیم خلاصه نه فایده ندارد دیگر ایشان با من تا شب حرف نزدند، فردا مثل اینكه ما را بخشید، یك زن را ما ترساندیم كه حقمم بود، حقم بود یعنی به نظرم این بود كه كارم درست است والا اگر می‌دانستم می ترسد ترمز می‌گرفتم، یك همچنین بابایی كسی داشته باشد غلط می‌كند به آن جد و آبادش هم می‌خندد كه بخواهد عمدا بكند كه آن موقع گردنمان از آن پشت فرمان زده می‌شد حالا چه برسد به این، چرا تو كم توجهی كردی؟!