
جلسه ۶۷۵
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 12/11/1430
جلسه ۶۷۵
6آخر كه شما كه میگویید كه هیچ كس مثل آقا سید محمد حسین نیامده كه از دین دفاع بكند، شما كه این حرف را میزنید و همه هم شنیدند چطور آن وقتی كه این مطلب را در كتابش دارید میخوانید دیگر نمیآیید سر جلسه درس و بگویید آقا انحراف دارد.
بنده اگر بیایم یكدانه طهارت انسان بنویسم و به یك اجماع بنویسم، ای وای ایشان آمده بر خلاف سیره مستمر متیقنه خلف صالح و خلف طالح و صالح و اینها آمده ایشان دارد فلان میكند.
چكار كردم، تازه ما آمدیم، تنقیح میكنیم، آرایش میكنیم، پیرایش میكنیم آن مسئله را تازه داریم به مجامع امام صادق را معرفی میكنیم، كه تا به حال كجا میرفتیم، باید از این به بعد دنبال امام صادق برویم، سیره ما این است، سنت ما این است، روش ما كتاب و سنت است، اجماع این وسط چه كاره است؟!
بنده همین دیشب داشتم تقریرات مرحوم آقای شاهرودی راجع به حج را مطالعه میكردم، خود ایشان میآید اجماعی كه مربوط به همین قضیه وجوب حج كه لكل مكلف ضروره مره واحده است، خود ایشان كه دارد این قضیه را به اجماع نقل میكند میگوید: این اجماع تعبدی نیست، این اجماع نقلی است اجماع منقول است، اجماع روایی است، مستند است، مدركی است نه اجماع تعبدی، خود ایشان رد میكند، آن وقت در مقام فتوی كه میآید همین كه قضیه اجماعی میشود، می گویند: الا اینكه مخالفت با اجماع و علما و فلان و این چیزها است و نمیشود این كار را كرد، من آمدم این سد را شكستم، شما كه خودتان آقای خوئی در مبانی اصولیتان میآیید و اجماع را رد میكنید چطور وقتی كه پای فقه و استدلال و استنباط پیش میآید دستتان میلرزد و به همان مطالب فتوی میدهید؟! آخر این دو گونگی چرا؟ چرا؟!
مگر انسان نباید آن محصول خودش و نتیجه خودش و حاصل خودش منطبق با مبنا باشد، در اصول هر جور كه این مبنا تنقیح بشود، در فروع باید همان طور استخراج بشود و در اختیار مردم گذاشته بشود و تكلیف مردم روشن بشود.
