اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 12/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۵

5
  •  این واقعاً چه شیوه ای است، این شیوه كی باید كنار گذاشته بشود؟!

  •  بعد از فوت پدرمان برداشتند همین آقای كه شما اسمش را بردید من در این كتابی كه نوشتم اسم هیچ كس را نبردم، ولی عمدا اسم ایشان را آوردم بخاطر این كه ایشان خیلی جسارت كرد، و هیچ كس هم صحبت نمی‌كند، تمام اینها مسائلی است كه خدا پیش می‌آورد تا اینكه آن كاستیهایی كه تعمدا ما نسبت به بزرگان و نسبت به ا حترام علم و كرامت علمی‌داشتیم این طور موضع ما در جلوی افراد زیرسؤال برود.

  •  آن زمانی كه بنده اعلام كردم در آن مجله‌ای كه همین آقا آمده بود كه بنده حاضر به مناظره هستم تا الان كه دارم با شما صحبت می‌كنم پاسخ من داده نشده است، در حالتی كه شرط اصلی آن مجله علمی‌این است كه هر نقدی كه در آنجا مطرح می‌شود فرد مقابل حق نقد دارد كه چرا باید این طور باشد؟! این عدالت را كی ما بایستی در میان خودمان انجام بدهیم؟!

  •  یكی از این آقایان رفته در مشهد، معمولا می‌رود در مشهد همه هم می‌شناسید، كسی نیست كه نشناسد، نماز می‌خواند فلان و این حرفها، حضرت فلان، حضرت فلان و فلان و این حرفها، در صحن نماز جماعت می‌خواند، كتاب روح مجرد را برداشتند رفتند پیشش، راجع به قضیه عاشورا كه مرحوم آقا در آنجا جریان مرحوم آقای حداد را نقل كردند ایشان مبتهج می‌شد و چه می‌شد و رنگش چه می‌شد و ایشان در آمده جلوی همه برداشته گفته كه این مطالب انحراف است و خروج از دین است و چیست و آن وقت آمدند این حرف آقا را در مجله ای كه از طرف آن نهاد است چاپ كردند كه این فتوای آقای فلان است اینهم كتاب علامه طهرانی، آن وقت یكی از همانها، یكی از افرادی كه در مشهد است برداشته كتاب را برده پیش آقا و گفته آقا نگاه كن این صفحه اش این است این صفحه‌اش این است، این صحبت كرده، اینها شیطنت كردند، ایشان گفته اینها شیطنت كردند خوب شیطنت كردند بیا حرفت را پس بگیر، تا الان ایشان حرفش را پس نگرفته، چرا؟ پس شما مرجع چی هستید و پاسدار از چه روش و مكتبی هستید؟! شما كه جلوی چند صد نفر جمعیت می‌آیید و می‌گویید آن وقت آنها می‌آیند این مطلب شما را در مجله‌شان چاپ می‌كنند، خیال می‌كند چون آقا مرده و از این دنیا رفته پس هر چی می‌خواهیم بگوییم عیب ندارد، وضعیت خودمان را حفظ كنیم، موقعیت خودمان را نگه داریم، خدا می‌آید چكار می‌كند؟ یك همچنین جریانی پیش می‌آورد، دیگر آبرو برای یك نفر نمی‌گذارد، آن وقت همان آقا در نجف، در یك جلسه‌ای جلوی سی یا چهل نفر برداشته گفته دجال آخر الزمان سید هاشم حداد است، یك نفر حرف نمی‌زند، در كتاب تذكره النفس بلند می‌شود برمی‌دارد آقا و غیر آقا را جزو عرفای كذابین می‌آورد.