اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 12/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۵

2
  •  چون اختلاف در حدّی كه به خود اصل و كیان ما بر بخورد نیست، هر دو طیف در یك جریان و در اصل بقاء اشتراك دارند، حالا در فروع به اختلافاتی می‌رسند، آن خیلی مطرح نیست.

  •  در مسائلی كه خوب بعداً پیش آمد ما مشاهده كردیم كه در قضایایی كه راجع به آن مطلبی كه شما می‌فرمایید چرا بنده، به خاطر این بوده كه این مسائلی كه پیش آمد و این جریانات پرده را كنار زد و مردم متوجه شدند كه برای برآورده شدن توقعاتشان نباید به این طیف اتكاء داشته باشند، این باور دیگر در مردم جای گرفت قسم و آیه هم كه دیگر فایده ای ندارد، قسم بخور، آیه بخور واللَه و باللَه نمی‌دانم این طور نه، مسائلی بوده گذشته و شده و اتفاق افتاده و همه هم درست بوده و همه هم ساكت بودند، البته خود افراد و مسئولین هم اعتراف كردند كه این فجایع بوده و باید پیگیری بشود، خود آنها هم به این قضیه اعتراف كردند و همه هم شنیدند.

  •  آن چه كه در اینجا مطرح است سكوت حوزه عملیه بوده در قبال مطالبی كه مردم با چشم خودشان دیدند و افرادی كه شاخص بودند، اگر بنده سابق یك مطلب می‌گفتم كه چرا باید خیلی بی محابا در حوزه علمیه به بزرگان اهانت بشود، صدای همه در می‌آمد و فردای آن روز در سر جلسه جلوی دویست نفر بدون این كه اسم بنده را ببرند، آقایان مسئله را مطرح می‌كردند، ما خودمان دیدیم، بنده هم از مطالب اطلاع دارم، چرا باید قضیه این طور باشد؟ چرا باید وقتی یك كتابی راجع به طهارت انسان نوشته می‌شود مسئله فقهی، خوب بلند شو جناب آقای كذا بیا مناظره كنیم، بنده آماده برای مناظره هستم راجع به مطالبی كه می‌نویسم، مناظره علمی می‌كنیم، همه بفهمند، من یا اشتباه میكنم یا درست می‌گویم، چرا نبایستی كه حوزه در طرح مطالب این قدر باز باشد و راحت باشد خوب این مسئله را برای كی گذاشته؟