
جلسه ۶۷۴
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 9/11/1430
جلسه ۶۷۴
1اعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
«فإذا نظرت إلیها لم یبق منها عندک من التحصیل إلا کونها جوهرا الذی لا یوجب إلا نحوا ضعیفا من التحصل» صحبت در كیفیت اخذ جوهر از جنس بود و اشكالی شد بر این كه جوهر در اجناس، در جواهر عالیه كه همان جواهر خمسه است، این هم به ماده گفته میشود و هم به صورت. چطور شما خود این جنس را از جوهری میگیرید كه آن جوهر در ماده هست؟ در حالتی كه صورت هم یك نوعی از جوهر است، منتهی جوهر متحصّل نه جوهر مبهم، این كه جنس را از جوهری كه در ماده است اخذ میكنید چه دلیلی میتواند داشته باشد؟
این اشكالی كه كردند و مرحوم آخوند در پاسخ به این اشكال این مطالب را فرمودند، سخن ایشان در این بود كه بله ما هم قبول داریم بر اینكه جوهر در جواهر عالیه و به جواهر خمسه و اینها تقسیم میشود كه یكی از آنها هیولا است یكی صورت است، یكی جسم است و اینها را ما نسبت به این مسئله قبول داریم خود نوع خودش یكی از جواهر عالیه است.
منتهی كیفیت حقایق تركیبیه در اینجا موجب میشود كه ما از یكی جنسیت را اخذ كنیم و از دیگری فصلیت را. جوهر به معنای حقیقت خودش یك حقیقت مبهم است و تا تشخص پیدا نكند آن جوهر به صورت تعینی از اعیان مركبّه در نمیآید یا حتی در اشیاء مجرده مسئله به همین كیفیت است، در حقایق تركیبیه چه خارجیه، چه ذهنیه و عقلیه ما با دو پدیده متوجه میشویم:
پدیده اول: هیولا و مادهای است كه آن شیء مركب خارجی یا ذهنی را تشكیل میدهد.
و پدیده دوم: صورتی است كه آن شیء مبهم را شكل میدهد و او را به صورتی از صور در میآورد و او را در تحت نوعی از انواع قرار میدهد.
البته در حقایق خارجیه این قضیه خیلی روشن و مشخص است مثلًا حیوان جسم تركیبیش به چه نحو تشخص پیدا كرده، یك مادهای دارد كه به او هیولا گفته میشود و یك صورتی هم كه همین تعین خارجی بر او تشخص پیدا میكند و او را از سایر انواع جدا میكند.
