
حقیقت ولایت تکوینی و سیطره امام بر عالم
اتحاد وجودی عالم هستی با حقیقت نفسانی امام
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین مبانی فلسفیِ کیفیتِ اخذ جنس از ماده و فصل از صورت، به تحلیل دقیقِ ارتباط میان حقایق ذهنی و اعیان خارجی میپردازد. ایشان با عبور از مباحثِ دقیقِ فلسفی در بابِ انغمار و فنای ماده در صورت، بحث را به مرتبهای عالیتر یعنی «ولایت تکوینی» ارتقا میدهد. محور اصلی این سخنرانی، تبیینِ سیطره و احاطه وجودیِ امام بر تمامِ عالم هستی است؛ بهگونهای که تمامی پدیدههای عالم، جزئی از پیکر و حقیقتِ نفسانیِ امام محسوب میشوند. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهد که چگونه امام بدون نیاز به ابزارهای مادی یا واسطههای خارجی، از طریقِ رجوع به نفسِ خویش، بر تمامیِ تحولات عالم آگاهی و تسلط دارد. در نهایت، این بحث به تبیینِ معنای تأثر و دردِ اولیای الهی در عینِ برخورداری از مقامِ ولایت ختم میشود که نشاندهنده جامعیتِ وجودیِ آنان است.
حقیقت ولایت تکوینی و سیطره امام بر عالم
3الآن در ذهن ما هم حدید وجود دارد هم گچ وجود دارد ـ گچ که خیلى زیاد وجود دارد! ـ هم گوگرد وجود دارد. اینها چیزهایى است که در ذهن ما وجود دارد منتها ما از اینها استفاده نمىکنیم و همینطور ذخیره هستند. از آنطرف لحم وجود دارد شَعر وجود دارد وَبَر وجود دارد عظم وجود دارد شحم وجود دارد اینها چیزهایی است که وجود دارند و همۀ اینها در آن ذاکرۀ ما جمع شدهاند و مختلط است و یک صندوق اسرارآمیزی است که ما در آن صندوق از همۀ این مواد، قرار دادیم! هر کسى اطلاعش بیشتر، صندوقش وسیعتر است! بهمحض اینکه به ما گفته مىشود: غنم، یکمرتبه ما درِ آن صندوق را باز مىکنیم و آن موادى که لازمۀ براى ترکیب غنم خارجى است یعنى همان چیزى که در خارج باید مرکب شود تا یک غنم را بهوجود بیاورد ما همان را از این صندوق ذهن خودمان بیرون مىآوریم. گوگرد بیرون نمىآوریم آهن بیرون نمىآوریم پلاستیک بیرون نمىآوریم کائوچو بیرون نمىآوریم. آنچه را که بیرون مىآوریم عبارت از پشم، لحم، عظم و امثالذلک است که اینها را استخراج مىکنیم. تازه در موقع ترکیب هم از او گاو، إبل، جَمَل، کَلب و امثالذلک درست نمىکنیم بلکه آن شکلى که بهنحوکلى در همان صندوق قرار دارد آن شکل را استخراج مىکنیم. این مواد را به این شکل مىچسبانیم الآن یک غنم در ذهن تصور مىکنیم این مونتاژ ذهنى مىشود.
فرق مونتاژ خارجى با مونتاژ ذهنى
فرق مونتاژ خارجى و مونتاژ ذهنى فقط در ثقل است؛ اشیاء خارجى در مونتاژشان احتیاج به اشیاء ثقیله دارند ولى در مونتاژ ذهنى نیاز به اشیاء ثقیله نداریم. این قضیه را اگر خوب دقت کنید آن مسئلۀ ارتباط و سنخیت بین مجرد و ماده را که بارها بنده این مثال را مىزنم تا آن مسئله تقریب شود [روشن میشود]. این مسئله خیلى انسان را نزدیک مىکند بر اینکه حقیقت خارجیه و آن واقعیت خارجیه یکى است. آن واقعیت یا در ذهن تحقق پیدا مىکند یا در خارج تحقق پیدا مىکند ولى خود اصل و واقعیت یکى است و وجود هر یک از این دو در تحت ظلیّت آن حقیقت خارجیه به نوع حقیقت واقعیه قرار دارد! نهاینکه بهطورکلی اشیاء خارجى از یک مقولۀ دیگر هستند و اصلاً با آنچه که در ذهن و مجرد است و صورت مثالیه دارد ارتباطى ندارند و آنچه که در ذهن صورت مثالیه دارد هیچ ارتباطی با آنچه که در خارج است ندارد.
