
جلسه ۶۷۴
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 9/11/1430
جلسه ۶۷۴
3الان در ذهن ما هم حدید وجود دارد گچ كه خیلی زیاد وجود دارد و گوگرد وجود دارد اینها چیزهایی است كه در ذهن ما وجود دارد، منتهی ما از اینها استفاده نمیكنیم همین طور ذخیره است همین طور از آن طرف لحم وجود دارد، شعر وجود دارد، وَبَر وجود دارد، عظم وجود دارد، شحم وجود دارد اینها چیزهایی است كه وجود دارد، همه اینها در آن ذاكره ما جمع شده و مختلط است و یك صندوق اسرار آمیزی است كه از همه این مواد در آن صندوق ما قرار دادیم! هر كسی اطلاعش بیشتر، صندوقش وسیعتر این را قرار دادیم به محض اینكه به ما گفته میشود غنم، تا میگوییم غنم یك مرتبه ما در آن صندوق را باز میكنیم آن موادی كه لازمه برای تركیب غنم خارجی است، یعنی همان چیزی كه در خارج باید مركب بشود تا یك غنم را به وجود بیاورد ما همان را از این صندوق ذهن خودمان در میآوریم، گوگرد در نمیآوریم، آهن در نمیآوریم، پلاستیك در نمیآوریم، كائوچو در نمیآوریم پلاستیك در نمیآوریم، آن چه را كه در میآوریم عبارت است از پشم و لحم و عظم و امثال ذلك اینها را ما استخراج میكنیم، تازه در موقع تركیب هم از او گاو و ابل و جمل و كلب و امثال ذلك درست نمیكنیم آن شكلی كه باز به نحو كلی در همان صندوق قرار دارد، آن شكل را ما استخراج میكنیم، این مواد را به این شكل میچسبانیم یك غنم الان در ذهن تصور میكنیم، این مونتاژ ذهنی می شود.
بین مونتاژ خارجی و بین مونتاژ ذهنی فرقشان فقط در ثقل است، اشیاء خارجی در مونتاژش احتیاج به اشیاء ثقیله دارد، ولی در مونتاژ ذهنی نیاز به اشیاء ثقیله نداریم، این قضیه را اگر خوب دقت كنید، آن مسئله ارتباط و سنخیت بین مجرد و ماده را كه بارها بنده این مثال را میزنم! برای اینكه آن قضیه تقریب بشود، این مسئله خیلی انسان را نزدیك میكند بر اینكه حقیقت خارجیه و آن واقعیت خارجیه یكی است، آن واقعیت یا در ذهن تحقق پیدا میكند یا در خارج تحقق پیدا میكند، ولی خود اصل و واقعیت یكی است و وجود هر یك از این دو در تحت ظلیت آن حقیقت خارجیه به نوع حقیقت واقعیه قرار دارد! نه اینكه به طور كلی، اشیاء خارجی از یك مقوله دیگر هستند و اصلا ارتباطی ندارند با آن چه كه در ذهن و مجرد است و صورت مثالیه دارد!
