اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 9/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۴

2
  •  شجر همینطور، حجر همینطور سایر انواع به همین كیفیت اینها در حقایق تركیبیه خارجیه كه جسم هستند هیمن طور است.

  •  آن نكته دقیق كه می‌فرماید: در مسائل ذهنی تفاوت می‌كند این مساله است كه در حقایق ذهنی ما همین مسئله را فقط می‌بینیم ولی آنجا، از دیدگاه ما غافل است شكی نیست بر این كه خود نفس یك واقعیت مجرده است و مخلوقات و مصنوعات نفس هم طبعا باید مجرد باشد نمی‌شود آنها مادی باشند، آن وقت جطور ممكن است شما تركیب را در حقایق نفسیه جایز بدانید، چیزی كه مجرد است؛ تركیب در او معنا ندارد، این تركیب خودش تركیب عقلی می‌شود، یعنی عقل در باب تعریه می‌آید یك ماده‌ای را معرّای از صورت میداند و بعد آن ماده را بستر و ظرف برای صور مختلف قرار میدهد.

  •  اگر چشمتان را ببندید یك غنم را در ذهن تصور بكنید، همین الان كه من گفتم، این غنم در ذهن همه تصور شد، به این سرعت و به این شدت تصور شد، نفس ما و شما در این جا چه عملی انجام داد؟ چه كرد؟ از چه ابزاری استفاده كرد؟ برای این كه این غنم را در ذهن خودش نقش ببندد، همین طوری یكدفعه شیر یا خط انداخت و غنم آمد در ذهنش، یا یك كاری انجام داد! چرا به جای غنم فرض كنید كه حجر در ذهن ما نیامد، چرا به جای غنم شمس و زهره و عطارد در ذهن ما نیامد؟!

  •  این كه الان غنم به شكل خیلی سریع به ذهن آمد آیا به طرفة العینی ذهن یك موادی را از آن موادی كه در خودش انباشته كرده، از آن مواد ذخیره شده آورد و ضمیمه كرد؟!

  •  آن چه را كه در ذهن خودش انباشته كرده عبارت است از شعر، وَبَر و لحم و عظم و ظفر و أنامل، برای این نوع تركیب و مونتاژ، مواد اولی را به كار برد، نرفت سراغ حدید و سراغ فولاد و پلاستیك و كائوچو و گچ و آهك و سراغ اینها نرفت تا اینكه بخواهد آن را درست كند، در حالی كه هر دوی اینها موادهایی هستند كه اینها در ذهن ذخیره هستند!