اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 9/11/1430

جلسه ۶۷۴

16
  •  چرا آن می‌خواهد كه بیاید، چرا این كار را نسبت به دست انجام نمی‌دهد؟ چون دست را جزوی از خود می‌بیند و آن شخص را خارج از خود می‌بیند، لذا از او می‌خواهد، اگر او نیامد، بلند می‌شود سراغش و گریبانش را می‌گیرد نمی‌آیی؟ من كه به تو گفتم بیا، من كه فرستادم بیا نمی‌آیة الان گریبانت را می‌گیرم و جرمت را سنگین‌تر، چون خارج است و جدا.

  •  ولی در امام علیه‌السلام این طور نیست، امام زمان این جور نیست كه فرض كنید كه بفرستد دنبال یك نفر بیاید از او شرح احوال بپرسد خوب چه خبر؟ اوضاع چه خبر؟ چه كار می‌كنی؟ نه، امام به خود نگاه می‌كند و اخبار را از درون خود ا حساس می‌كند نیاز نیست كه بپرسد، اصلا می‌خواهی نگو.

  •  پیغمبر به او می‌گفت بگویم چه كار كردی یا خودت میگویی؟ نگویی من می‌گویم، نه اینكه من می‌روم آنجا خبر پیدا می‌كنم و می‌آیم نه، رسول خدا به نفس خود نگاه می‌كرد و آن چه را كه این انجام داده در خود می‌دید نه در خارج، آن چه را كه شما انجام دادید در خود می‌بیند، آن وقت خیلی عالی می‌شود و خیلی مسائل دیگر ایجاد می‌شود، حواسمان را باید جمع كنیم!

  •  وقتی كه می‌گوید: الان در آنجا این قضیه اتفاق افتاده است، امام نرفته حالا یا خودش برود، یا طة الارض كند برود آنجا منتهی سریع اصلا می‌گوییم سریع یك لحظه، یك ثانیه، یك لحظه بلند شود برود در آنجا و یك نگاه كند و برگردد بطوریكه شما نفهمی بگوید خبر نداری؟

  •  امام رضا علیه‌السلام نشسته بود با یك نفر در مدینه صحبت از یك شخصی را كردند نمیدانم كی بوده علی بن أبی حمزه بطائنی ظاهرا بوده كه در كوفه بوده یا در ری بوده، گویا در ری بوده، ظاهرا در ری بوده، گفتند: از آن رفیقت چه خبر است؟ گفت: آمدم اینجا مریض بود، حضرت فرمودند: امروز به درك واصل شد، همین الان به درك واصل شد و جریانش مفصل است، ملائكه چنان گرزی به سرش زدند كه آسمانها به لرزه در آمد، داری با امام مخالفت می‌كنی؟! حالا بخور!