
جلسه ۶۷۴
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 9/11/1430
جلسه ۶۷۴
11پس بنابراین ما میتوانیم آن ماهیت را و آن هیولا را درك بكنیم، برای ما قابلیت برای درك هست گرچه بدون آن صورت خارجی نیست ولی درك یك هیولا مادهای هست.
لذا الان شما تمام آن جنسهایی كه در نظر میگیرید، تمام اینها عبارت است از هیولای مطلقه كه این هیولا اطلاقش آن را سِعی كرده، عام و شمول كرده این جنبه اطلاقش نه جنبه خاصش، خیلی از مسائلی را كه ما میگوییم اینها همه در حال ابهام هستند، آن مبهمش حالا یا آن هیولای مبهمه بودن است یا فرض كنید شما میگویید كه مثلا من گرسنه هستم، دارم میمیرم یك چیزی بده بخوریم برود توی شكم من نمیرم، حالا این كه میگویید یك چیزی، این میشود مبهم، حالا یا نان مقصود است بخرید آن هم جزو همین حساب میشود، یا فرض كنید كه شیر بخرید این حساب میشود، یا بروید برنج بیاورید هر چی از مأكولات بیاورید داخل در این میشود، آن چیزی كه شما در نظر گرفتید چه صورتی داشته؟ صورت نداشته شما كه برنج در نظر نگرفتید، یك چیزی بیاور برود در این شكم صاحب مرده، این شكم صاحب مرده مان را پُر كند، این قدر قار و قور نكند و این قدر صدایش در نیاید. این كه میگویید یك چیزی بیاور این میشود یك هیولای مبهمیكه صورت مأكولیت دارد فقط همین، آهن برای من نیاور، حدید برای من نیاور، درخت را از اینجا نكن برای من بیاوری، آقا بفرمایید میل كنید، درخت كه خوردنی نیست، با این درخت كار دیگری میكنند آتشش میزنند مثلا، البته خوب مصارف مختلفی دارد، نمیدانم شاخههایش را برای من نیاور شاخهها خوردنی نیست، بیچاره گوسفند هم شاخه نمیخورد، گاو هم نمیخورد و این شاخه مصارف دیگری دارد، آن چه را كه میگویید برای ما بیاور این چیست؟ منظور مأكول است، یعنی آن چه را كه مأكول است آن را برای ما بیاور، اگر فرض كنید كه شما علفش را هم بیاورید، برگش را هم بیاورید، می گوید بنده مگر بزم كه این را برداشتی برای ما آوردی، میوهاش را میآورد میگوید: هان این شد، سیبش را وقتی كه بیاوری میگوید این آن توقع ما را برطرف میكند، پرتقالش را اگر بیاورید می گوید آن توقع ما را برطرف میكند، گردویش را بیاوری میگوید برطرف میكند، اینها همه آن توقع را برطرف میكند.
