اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت

تحلیل فلسفیِ جایگاه استعداد در فعلیتِ موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در مباحث فلسفی می‌پردازند. بحث با نقد اشکالات وارد شده بر کلام صدرالمتألهین آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که چگونه جنس، به عنوان یک حقیقت مبهم، در عین ابهام دارای فعلیت است. استاد با تفکیک میان اعتبارات ذهنی و واقعیت‌های خارجی، به تحلیل نقش ماده به عنوان بستر استعداد و صورت به عنوان عامل فعلیت و تشخص می‌پردازند. در ادامه، با طرح مباحثی پیرامون کیفیت اعجاز و تصرف ولیّ در عالم، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه اراده و همت ولیّ می‌تواند سلسله علل مادی را کوتاه کرده و صورت‌های نوعیه را بدون طی کردن زمان طولانی تغییر دهد. این جلسه با تأکید بر نظام علیت و جایگاه واسطه‌های الهی در خلقت اشیاء، به تبیین پیوند میان عالم ماده و عوالم مجرد می‌پردازد و در نهایت، حقیقت ولایت را به عنوان راهی برای رسیدن به کمالات و اشتراک در نعمت‌های الهی معرفی می‌کند.

کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت

4
  • بله، [اگر مولا بگوید:] برو هر برنجى که مى‌خواهى بخر! این عیب ندارد. ولى یک چیزى به نام برنج مبهمه نداریم! آن برنج درمقابل گندم، درمقابل جو، درمقابل عدس، هر نوعى که مى‌خواهى بگیرى بگیر! ابهام به این‌ تعلق نمى‌گیرد. چه موقع این مورد نظر قرار مى‌گیرد و مخاطب اطلاع و معرفت پیدا مى‌کند و اطمینان و آرامش پیدا مى‌کند؟! وقتى که مراد و مقصود مولا مشخص شود که اراده به آن تعلق گرفته است آن موقع مسئله را مى‌فهمیم و پیگیرى مى‌کنیم. ولى تا وقتى که آن اراده و آن مراد به مقام فعلیت نرسیده است، در مقام ابهام همین‌طور در ذهن مى‌ماند. فقط جایگاهش ذهن است که مى‌تواند براى ابهام یک جایگاه خاصى را در اینجا تصور بکند. آن ماده که به این عنوان مورد توجه است یعنى با عنوان ابهامِ خودش، که همیشه براى وجود خارجىِ خودش محتاج به یک صورت است، طبعاً آن ماده، آن شیئی نیست که بتوان به آن شی‌ء گفت. به آن مى‌توان گفت: یک ماهیت و یک حقیقتى که آن حقیقت در بستر ابهام قرار گرفته است و تا وقتى که صورت به آن تعلق نگرفته است، آن شىء نخواهد شد. این آن مفهومى ‌است که ما از این ماده استنباط مى‌کنیم.

  • براساس استنباط این مفهوم از ماده است که مى‌توانیم آن جنسیت را از آن استخراج کنیم و بگوییم که این ماده داراى یک هم‌چنین جنسیتى است یعنى یک قضیۀ قابل اشتراکى در اینجا وجود دارد و آن قابل اشتراکش، آن جنبۀ ماده مى‌شود.

  • برگشت فعلیتِ ماده به استعداد و تهیّؤ

  • پس فعلیتِ ماده به خود آن استعداد و تهیّؤ او برمى‌گردد یعنى خود آن فعلیت یعنى آنچه که به آن قوام می‌دهد و به ماده، ماده می‌گوید و ماده را در ذهن تشکّل و تشخّص مى‌دهد عبارت از همان ابهامى است ‌که قابلیت براى اتخاذ صُور متعدده از انواع را پیدا مى‌کند. لذا به این وسیله اشکال آقایان به مرحوم صدرالمتألهین در اینجا منتفى مى‌شود.