
جلسه ۶۷۳
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته ها وگفته های استاد: تفاوت عرفا با علماء سوء، 7/11/1430
جلسه ۶۷۳
9لکنَّ کون الهیولی مستعده لیس یجعلها شیئاً من الاشیاء المتحصّله ولی اینكه هیولی استعداد برای ابعاد دارد، هنوز بُعد ندارد ولی دارای استعداد است، اگر صورت جسمیت بر این عارض بشود تازه الان بُعد پیدا میكند، نه اینكه خود هیولی استعداد برای ابعاد دارد، صرف استعداد داشتن هیولا، او را شیء نمیكند، باید یك فصلی بیاید، یك صورتی بیاید، آن صورت، این هیولا را تبدیل به جسم بكند و آنوقت شما میتوانید بگویید كه این دارای ابعاد ثلاثه است.
بل إنَّما لها استعداد الاشیاء المتحصله و قوتها؛ برای این هیولی استعداد اشیاء متحصله است و قوتش، خود فعلیت نیست، فعلیت به واسطه صورت است.
فاذا نظرت الیها، لم یبق منها عندک من التحصّل إلا کونها جوهرا، الذی لایوجب إلا نحواً ضعیفاً من التحصّل ـ غایه الضعف ـ بخلاف الصوره، وقتی شما به هیولا نگاه كنید، میبینید كه تحصلی برای این هیولا نیست یعنی اگر همین هیولایی كه الان در این ماده است و همین هیولایی كه الان در این كتاب است بخواهید تصور بكنید، در ذهنتان چه چیزی میتوانید تصور كنید؟ خوب به این راحتی نیست به این كه صرفا چشم خود را ببندیم نه، باید فكرمان را ببندیم، یك خورده به ذهنمان فشار بیاوریم اول صورت این كتاب در نظر ما هست، بعد خوب این كتاب كه از خانه خاله نیامده، سرش خیلی بلاها آمده تا به این صورت كتابیت در آمده، قبلا این چه بوده؟ میگویید: قبلا فرض كنید كه چوب بوده در جنگلهای اندونزی یا مثلا برزیل چوبهای آنجا را برداشتند بردند كارخانه همه آنها را خمیر كردند و بعد مایه كردند، بعد اینها را ورق ورق كردند، موادی به او زدند، آن خمیرش ته نشین شده از زیر آن مواد رویش آمده و رفته تبدیل شده به ماده و یك چیزهای كاغذی تبدیل به اینها شده و شما دارید نگاه میكنید، اینها را دارید میبینید و بعد تبدیل به قطعه قطعه میكنید و در هم میكنید این كتاب میشود، آن سیری را كه این طی كرده، آن سیر را میروید به عقب بر میگردید، بالاخره ریشه این كاغذها و قرطاسها ریشه و اصلش از كجا بوده؟ فرض كنید كه به درخت میرسید، چوب بوده، خوب آیا چوب همین جوری الان از آسمان آمد در این جنگل كاشته شد، یا از زمین در آمد، مثل چاه آرتازین از بالا، نه، این چوب هم قبلا خاك بوده و آب بوده و امثال ذلك تا كم كم تبدیل به این شده، همین طور میروید جلو، میروید جلو، آن چه را كه در این مدت و در این اطوار شما برای شما حاصل میشود آن عبارت است از یك ماده سیالی كه آن ماده سیال را در همه صور مختلف در ذهنتان مشاهده میكنید، آن ماده سیال است كه وزن دارد، آن ماده سیال است كه رنگ ندارد، آن ماده سیال است كه قابلیت دارد و قابلیت او فقط قابلیت نیست، بلكه فعلیت است، این قابلیت نه به معنای این است كه میتواند، میتواند، میتواند ذاتی است یعنی الان میتواند، این توانستن را خدا داده به این ماده كه خود را به هر شكل و ظروف و قیود مختلف بتواند در بیاورد، آن آمادگی كه الان فعلیت برای او است، اسم آن را هیولا میگذارند، آن آمادگی برای او فصلیتش میشود.
