
جلسه ۶۷۳
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته ها وگفته های استاد: تفاوت عرفا با علماء سوء، 7/11/1430
جلسه ۶۷۳
4فرض كنید كه مولا به غلامش بگوید بلند شو برو یك برنج مبهم بخر بیاور ... میگوید برنج مبهم باید باشد، برنج مبهم چیست؟ همه برنجها، برنج رشتی و گیلانی و دم سیاه و اینها شنیده بودیم ولی برنج مبهم نه. میگوید امروز مشیتم تعلق گرفته به یك ماهیت مبهمه كه آن ماهیت مبهمه را میخواهم در دیگ بریزم و بخورم، میگوید مولا ظاهرا دیشب كم خوابی داشته خیلی بیدار بوده منگ شده یا اینكه خیلی تقویت شده به سرش زده.
برنج مبهمه ما نداریم بله برو هر برنجی كه میخواهی بخر، عیب ندارد، ولی یك چیزی به نام برنج مبهمه نداریم، آن برنج در مقابل فرض كنید كه گندم، در مقابل جو، در مقابل عدس، اینها هر نوعی كه میخواهی بگیری بگیر ابهام به این تعلق نمیگیرد، كی این مورد نظر قرار میگیرد و مخاطب اطلاع پیدا میكند و معرفت پیدا میكند و اطمینان پیدا میكند و آرامش پیدا میكند؟ وقتی كه مشخص بشود، وقتی كه مراد و مقصود مولا مشخص بشود و اراده به آن تعلق گرفته است آن موقع مسئله را میفهمیم و پیگیری میكنیم.
ولی تا وقتی كه آن اراده و آن مراد به مقام فعلیت نرسیده است در مقام ابهام همین طور در ذهن میماند، مقام ابهام فقط جایگاهش ذهن است كه میتواند برای ابهام یك جایگاه خاصی را در این جا تصور بكند، آن ماده كه به این عنوان مورد توجه است یعنی با عنوان ابهام خودش كه همیشه برای وجود خارجی خودش محتاج به یك صورت است، طبعا آن ماده آن شیی نیست كه بتواند به آن شیء گفته بشود، به او میتوان گفت یك ماهیتی كه، یك حقیقتی كه آن حقیقت در بستر ابهام قرار گرفته است و تا وقتی كه صورت به آن تعلق نگرفته است آن شی نخواهد شد، این آن مفهومیاست كه ما از این ماده استنباط میكنیم.
بر اساس استنباط این مفهوم از ماده است كه میتوانیم آن جنسیت را میتوانیم از آن استخراج كنیم و بگوییم كه این ماده دارای یك همچنین جنسیتی است، یعنی یك قضیه قابل اشتراكی در این جا وجود دارد، آن قابل اشتراكش آن جنبه ماده میشود.
