اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته ها وگفته های استاد: تفاوت عرفا با علماء سوء، 7/11/1430

جلسه ۶۷۳

17
  •  تلمیذ: ناقه صالح هم همینطور

  •  استاد: بله ناقه صالح هم همینطور است، این ایجادی كه نفس ولی می‌كند از چه ماده‌ای بهره می‌گیرد؟ هیچی، ماده نمی خواهد، اگر ما به آن دقت بكنیم، آن قضیه اتصال بین ماده و صورت و حلقه مفقوده ای را كه همه در این قضیه گیر كرده اند و نتوانستند ارتباط بین حادث و قدیم را درست اثبات كنند می‌تواند ما را به این مسئله نزدیك كند، كه وقتی یك ولی می‌آید و یك امر مادی خارجی ایجاد می‌كند، یك شیر صد كیلویی ایجاد می‌كند، این ولی چه كرده؟ یعنی آمده یك توبره خاك را برداشته آورده گذاشته؟!

  •  درباره حضرت عیسی داریم (وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي)1 اول خاك را برمی‌داری، خوب حضرت عیسی در اینجا دو كار می‌كرد، یكی اینكه حیوانی كه افتاده بود این حیوان را اراده می‌كرد و به او روح دمیده می‌شد این زنده میشد، این یك.

  •  دوم اینكه نه اصلا حیوانی وجود ندارد، نفسی وجود ندارد، نفس حیوانی وجود ندارد، روحی وجود ندارد، خود حضرت عیسی می‌آمد و ایجاد می‌كرد مظهر اسم موجد، یعنی نفس آن خاك را كه برمی‌داشت، در آن خاك می‌دمید و این تبدیل به یك حیوان می‌شد و پرواز می‌كرد و كبوتر می‌شد و می‌رفت، در اینجا خوب از قضیه اول مشكلتر است، در اینجا فرض كنید روحی را كه بوده، آن روح را می‌آورد با این حیوان ـ مثل فرض كنید احیاء اموات ـ هر دو را می‌چسباند. فرض كنید كه از قبر می‌آید بیرون، روح هست در عالم برزخ و مثال هست، منتهی تعلقش از این بدن قطع شده، آن انقطاع را تبدیل به وصل می‌كند و دوباره او زنده می‌شود این یكی.

  •  قسمت دوم كه مشكلتر است اینكه روح وجود ندارد نفس وجود ندارد، این خلق ابتدایی است، یعنی خلق ابتدایی می‌آید و آن خاك را بر می‌دارد، تراب را برمی‌دارد با آب تبدیل به طین می‌كند، آمیخته می‌كند، حیوانی در می‌آورد و در او میدمد، یعنی اراده می‌كند نفس در او ایجاد می‌شود، یعنی آن نفس حیوانی در او ایجاد می‌شود، وقتی ایجاد شد شروع می‌كند به مثل بقیه حیوانات حركت كردن، این مشكل تر است.

    1. سوره المائده «٥» آيه ١١٠