
جلسه ۶۷۳
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته ها وگفته های استاد: تفاوت عرفا با علماء سوء، 7/11/1430
جلسه ۶۷۳
5پس بنابراین فعلیت این ماده به خود آن استعداد و تهیأ او برمیگردد یعنی خود آن فعلیت یعنی آن كه به او قوام میدهد و ماده را در ذهن تشكل و تشخص میدهد و عبارت است از همان ابهامیكه قابلیت برای اتخاذ صور متعدده از انواع را پیدا میكند.
لذا بدین وسیله اشكال آقایان به صدرالمتألهین در اینجا منتفی میشود خوب بینیم كه ایشان چه فرمودند: آیا آن چه را كه ما عرض میكردیم با آن چه را كه اینجا هست منطبق هست یا نه؟.
الجنس مأخوذٌ ـ فی المرکبات الخارجیه ـ من الماده و الفصل من الصوره. خب جنس در مركبات خارجیه از ماده اخذ میشود و فصل هم از صورت، عرض شد كه دلیل بر خارجی بودن در اینجا خلاف ذهنیت است زیرا در حقایق بسیطه ذهینه هم عقل برای آنها ماده و صورت اعتبار میكند ولكن خوب آن اعتبار، فقط اعتبار ذهنی است و نه اعتبار خارجی وربما یتشکک فیقال: «الجسم» بحسب التفصیل یشتمل علی ماده و صوره ـ کما سیجیء ـ بله ممكن است كه اینجا اشكال كنند و بگویند كه شما جنس را فقط از ماده میفهمید پس چرا ما تا به حال در منطق درباره جسم جور دیگری می خواندیم و این طور برای ما روشن شده كه جسم به حسب تفكیك، مشتمل بر ماده و صورت است.
وکلاهما جوهر عند اصحاب المعلم الاول و اتباعه هر دوی اینها چه ماده و چه صورت دو جوهر از جواهر عالیه هستند عند اصحاب المعلم الاول و اتباعه پیش معلم اول و اتباعه.
والمفهوم من ماهیته النوعیه جوهر ممتد فی الجهات؛ آن چه را كه شما از ماهیت نوعیه میفهمید ماهیت نوعیت جوهری است كه ممتد فی الجهات، در سه جهت این امتداد دارد كه همان ماهیت جسم، در سه جهت، همان جسم تعلیمیاست.
فلیس اخذ مفهوم الجوهر عن الماده أولی من اخذه من الصوره، شما دیگر نمیتوانید در اینجا جوهر را از ماده اخذ بكنید، زیرا از صورت هم می توانید جوهریت را اخذ كنید و وقتی كه اخذ شد، خود جوهر هم جنس است، جوهر در تمام اشیاء كه جنبه عموم دارد، آن جوهر در اینجا جنس عالی برای همه این اشیاء است، برای همه حقایق خارجی، جواهر است.
