اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته ها وگفته های استاد: تفاوت عرفا با علماء سوء، 7/11/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۳

2
  •  برای این منظور مثالهایی هست كه قبلا ذكر شد و دیگر تكرارش نمی‌كنیم آن چه را كه در این جا باید به آن توجه كرد همان اشكالی است كه آمدند به مرحوم صدرالمتألهین كردند كه وقتی قرار بر این است كه شما جنس را از ماده اخذ كنید، این چه اولویتی دارد، خوب شما از صورت هم می‌توانید جنس را اخذ كنید! زیرا همین صورت هم برای خودش جنس و فصل دارد، نه تنها خود ماده دارای جنسیت است، یك حقیقت مشتركه است، خود صورت هم دارای حقیقت مشتركی است كه آن حقیقت مشترك همان جنسیت او را تشكیل می‌دهد و آن اختصاص داشتنش به مصداق خاص، همان فصلیت او را به وجود می‌آورد. صورت، عبارت است از همان تشخص شیء خارجی به ماهیی من الماهیات، و اتفاقا این مسئله را حتی در عرض هم می‌بینیم، خود عرض در شیء مفهومی‌كه قائم به موضوع است، ولی خود آن عرض هم جنس و فصل است، یعنی خود آن عرض یك ماهیت مشتركه‌ای است كه بر مصادیق مختلفی بار می‌شود منتهی در هر مصداقی آن تمیز خاص به خودش را دارد، در طول، در عرض، در عمق، در كیف در سایر مسائل همه اینها دارای جنس و فصل هستند البته جنس و فصلهایی كه این جنس و فصل از نظر عقلی تحلیل به كلیت و جزئیت می‌شود، جنسیت آن عبارت از شمولش است كه قابل انطباق بر هر فردی می‌تواند باشد.

  •  شما این رنگ سیاهی را و این كیفیت سواد را فقط اختصاص به این دستگاهی كه الان جلوی من است نمی‌دانید، رنگ سواد روی عبا هم می‌رود روی عمامهسیدها هم می‌تواند صادق باشد، روی قبا هم می‌تواند، روی همه چیز تمام الوان اشجار، احجار می‌توانند دارای لون سواد باشند، این سوادی گر چه خودش عرض است لیكن یك معنای عام است ولی همین سواد می‌آید با فصل ممیز و قابل اشاره خودش منحصر در یك مصداق خاصی می‌شود؛ در این دستگاه، در این عبا، در آن عبا، در سایر اشیاء كه دارای لون سواد هستند.