
جلسه ۶۷۳
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته ها وگفته های استاد: تفاوت عرفا با علماء سوء، 7/11/1430
جلسه ۶۷۳
19یعنی آن نزول نور وجود از عالم انبساط و صرف الحقیقه و بساط و بسیط الحقیقه خودش كه آمده به مقام اراده و مشیت و علم عنائی حق و آن علم عنائی در نزولش به این عوالم، عوالم متعددی را پیدا كرده، این صورت، صورت ملكوتی و لاهوتی دارد و بعد تبدیل به صورت جبروتی میشود و بعد تبدیل به صورت ملكوتی میشود، ملكوت هم ملكوت علیا میشود، ملكوت سفلا میشود بعد دوباره تبدیل به صورت برزخی میشود، چون ملكوت سُفلی با صورت برزخی فرق میكند، بعضیها یكی شمردند باز تبدیل به صورت برزخی میشود، از صورت برزخی میآید تبدیل به همین صورت خارجی تعینی میشود، صورت خارجی قابل اشاره میشود.
این اسدی كه از آن جا تا این جا آمده، امام رضا علیه السلام میآید همین عمل را در یك ثانیه انجام میدهد، آن اسد سالهای سال طول كشیده تا اینكه این مراتب راطی كرده، البته آن مراتبش چون در زمان نیست، اصلا معنا ندارد هر چه هست در صورت اولیه است تا مثالش، با آن كاری كه امام رضا انجام داده یكی است، با آن مثالش یكسان است، در عوالم ربوبی كه اصلا زمان معنا ندارد.
پس مسئله تا مثالش مشكلی نیست، تا مثالش هر دو یكی است، همان ارده حق.
تمام این سلسله خلق اشیاء ملاكاتش در نفس امام علیه السلام است، مگر اینها واسطه نیستند، ما واسطه ها را فقط در همان اعجاز باید ببنیم نه در شیءهای دیگر، آن اسدی كه الان در حدیقه الحیوان است، آن هم به اراده امام رضا علیهالسلام در حدیقی الحیوانات شده، منتهی آن از نظر عرضی یك سلسلهای را طی كرده، ما آن اصلِ كاری را نمیبینیم، كه از آن نور منبسطِ وجود این حقیقت تنازل كرده، او را تماشا نمیكنیم كه تا خود صورت مثالیه آمده.
من یك چیز دیگر به شما بگویم، این عملی را كه اما رضا علیهالسلام انجام داد و این اسد روی پرده را تبدیل به اسد خارجی كرد، آیا این عمل در عالم ازل وجود نداشت؟! یعنی خود امام رضا علیهالسلام از دیروز اطلاع نداشت بر اینكه فردا میخواهد یك همچنین كاری بكند؟! امام رضا علیهالسلام كه میداند دیگر، آیا امام رضا علیهالسلام كه اطلاع دارد بر اینكه یك همچنین كاری انجام خواهد شد، چگونه بر امری كه هنوز وجود خارجی پیدا نكرده اطلاع دارد، فكر این را كردید؟ مگر میشود امام علیهالسلام بر یك امر معدوم اطلاع داشته باشد! شما خودتان میگویید معدومٌ، عدم كه لا یخبَر عنه است، عدم كه چیزی از او كم نمیشود، چیزی كه وجود ندارد، امام علیهالسلام هم نمیتواند به او اطلاع پیدا كند چون وجود ندارد. آنكه امام علیهالسلام به آن اطلاع پیدا كرده قطعا باید وجود داشه باشد، منتهی وجود خارجی هنوز پیدا نكرده است ولی وجود برزخی و وجود ملكوتی چرا، آن اراده امام علیهالسلام كه تازه فردا میخواهد به این تعلق بگیرد، در عالم ازل و در علم عنائی این اراده بوده، و مثل همه اشیاء دیگر، در اینجا دیگر خودتان همه مسائل را بدانید كه چه خبر است؟ كه هر چه را كه انجام میشود، اینها از نظر وجود مادی ما برای ما مختفی است، زیرا برای ادراك مسائل ما نیاز به گذشت زمان داریم، ولی برای آن افرادی كه نیازی به گذشت زمان ندارند همه اشیاء الان هست!
