
جلسه ۶۷۳
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته ها وگفته های استاد: تفاوت عرفا با علماء سوء، 7/11/1430
جلسه ۶۷۳
1اعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در بحث كیفیت اخذ جنس از ماده و فصل هم از صورت، صحبت به اینجا رسید كه گرچه خود جنس فی حد نفسه یك حقیقت مبهم است ولكن در همان ابهام خودش فعلیت دارد و معنای فعلیت داشتن نه به معنای تشخص است چون در تشخص، شیء در قوام خودش نیازی به چیز دیگر ندارد و وقتی كه تشخص پیدا بكند قابل برای تثنیه است و قابل برای ارجاع ضمیر است، این معنا معنای تشخص است، الان همین اشیایی كه مشاهده میكنیدهمه اینها متشخصات به حقیقت خارجی و هویت خارجی خودشان هستند.
این مسئله مربوط به تشخص میشود و اما غیر از این ما یك مسئله دیگر داریم كه آن عبارت از یك حقیقتی است كه ـ افرادی كه اشكال به كلام صدرالمتألهین كردند از این نكته غفلت كردند ـ بعضی از مبهمات در عین ابهام خودشان، اینها دارای فعلیت هستند! یعنی فعلیت آنها همان جهت ابهام آنهاست نه اینكه ابهام به عنوان یك امر اعتباری بخواهد مورد نظر قرار بگیرد كه هویتی ندارد، صرف اعتبار معتبر میباشد كه امروز اعتبارش این طور است فردا اعتبارش طور دیگر است، این ریاست و مرئوسیتها همه اعتباری است، امروز میگویند این آقا رئیس است، فردا یكی دیگر به جایش نشسته است.
اینها مسائل اعتباری است یك روز هست و روز دیگر نیست، مبهم است و حقیقتی است كه آن حقیقت ابهام دارد، ابهام به این معنا كه اسمی از اسامی ما نمیتوانیم روی آن بگذاریم به عنوان یك واقعیت متمایل و مفارق با سایر واقعیتها و هویتهای خارجی، این مقصود است.
در عین حال میدانیم كه یك واقعیتی و یك حقیقتی وجود دارد، كه ادراك وجود آن حقیقت برای ما هست، تسمیه آن برای ما نیست، به این كه روی آن چه اسمیبگذاریم.
این مسئله را مرحوم آخوند میفرمایند این همان حقیقت جنسیه است كه به واسطه آن حقیقت، مصادیق مختلفه النوعیه در تحت آن حقیقت داخل هستند كه آن حقیقت یك حقیقت مبهمه دارای فعلیت خارجی است، فعلیت خارجیه دارد.
