اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 29/10/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۲

7
  •  دوم این كه این چوب تبدیل به میز می‌شود تبدیل به این خصوصیت می‌شود به این وضعیت خارجی می‌شود البته عرض كردم در همان چوب هم كه شما بخواهید در نظر بگیرید خود آن چوب هم همان مادة خشبیت هم خود آن یك تعین خارجی است شما الان بین چوب و بین آهن فرق می‌گذارید بین چوب و بین حجر فرق می‌گذارید اره را روی حجر نمی‌گذارید اره می‌آید روی چوب آن اره بیاید روی حجر، حجر را به دو نیم تقسیم نمی‌كند آن خودش یك ارة خاص می‌خواهد این اره‌ای كه برای چوب است این فقط در چوب كارگر است ولی ماده‌ای كه الان در چوب است این ماده‌ای است كه آن قبلًا هم سیر خودش را طی كرده است تا به اینجا رسیده یك ماده ماده‌ای كه شما الان آن را دست می‌گیرید و می‌بینید كه می‌آید دو نفری بلندش كنیم سنگین است نمی‌توانیم بلند كنیم آی این ماده بخاطر چوب بودن است كه الان این است پس اگر این ماده فرض بكنید كه تبدیل بشود به یك امر دیگر در این چوبها شما فرض كنید كه بسوزانید و خاكستر بشود باید بگویید كه خاكستر اصلا وزن ندارد چون این وزنی كه الان دارد به خاطر چوب است این الان دیگر چوب نیست این خاكستری كه الان پیدا شده این رمادی كه به وسیلة احتراق این خشب الان پیدا شده باید بگوییم كه اصلا وزن ندارد در حالی كه می‌بینیم كه وزن دارد! ماده دارد ولی تجزیه شده، یك مقداری دخان شده، یك مقداری تبدیل به حرارت شده و یك مقداری هم این وسط باقی مانده و وقتی او را وزن می‌كنید می‌بینید چند كیلو وزن همین رمادش كه الان مشاهده می‌كنید پس آن ماده‌ای كه آن ماده بله وزنش كمتر شده ولی نه اینكه به طور كلی از بین رفته بله فرض كنید كه الان یك پنجم شده آن خصوصیات دیگرش هم رفته تبدیل به انرژی یا دخان شده در هوا متراكم شده آنها چیزهای خودش است ولی آنی كه فعلا مشاهده می‌شود خودش وزن دارد پس این وزنی كه دارد نه به خاطر خشبیت است چون خشبیت از بین رفت پس این وزن به خاطر یك چیز دیگر است! كه آن چیز دیگر كه برای ما مبهم است آن باعث وزن شده و باعث حجم شده و باعث خصوصیات ماده بودن شده این را ما می‌گوییم چه؟! می‌گوییم اصل اولی، گرچه آن مبهم است و نمی‌توانیم دست بگذاریم روی این الوار و بگوییم این آن است نه به هر كجای این الوار شما دست بگذارید مشاهده می‌كنید یك ماده‌ای را كه نمی‌توانید او از داخل این الوار بیرون بكشید و بگویید كه مشخصا این ماده تشكیل دهندة این است، برای شما مبهم است مسئله كه چی ولی می‌دانید كه هست! خب این دانستن حاصل و نتیجة دو تجربه است تجربة اول خود مشاهده كردن ثقل و خصوصیات ماده خارجی بودن و حاصل تجربة دیگر دخل و تصرفاتی كه بر این ماده می‌شود و شما آن را مشاهده می‌كنید این دو تجربه را شما در كنار همدیگر می‌گذارید به این مادة مبهمه كه وجودخارجی دارد پی می‌برید چشم بسته می‌گوید كه این چیزی كه دست من است این ماده است حالا اگر فرض كنید كه الوار هنوز دست شما نیامده احساس كنید كه اقا دستم سنگین شده هنوز نرسیده به دستت كه دستت سنگین بشود یا سبك صبر كن این الوار بیاید در دستت.