
جلسه ۶۷۲
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 29/10/1430
جلسه ۶۷۲
5آن حالت مجموعی كه روی همه است به عنوان یك حقیقت مبهمیكه هیچ كدام ارتباطی به همدیگر ندارد از نقطه نظر نوعیت، چه ربطی بین آن دانش و بین آن درهم و دیناری كه در كیسه گذاشته كه ارتباطی ندارد بین آنها ولی او هر دو را یك كاسه میكند این به چه جهتی است؟! چرا عرف یك همچنین مسئله را انجام میدهد؟! آیا عمل عرف خلاف است یا اینكه نه عرف هم بر اساس همان میزان و سنجش فطری آن این عمل را میآید انجام میدهد و این نگرش را دارد؟ این مسئله برمیگردد به آن نظرهای كه عرف میكند، عقل و فطرت و ذهن بر آن صورت خارجی میكند كه همة آنها را یك ما به الاشتراك بینشان میگیرد یك واقعیت ما به الاشتراك برای همة آنها در نظر میگیرد اسم او را میگذارد سرمایه به آن میگویند سرمایه آن میشود جنس، آن وقت آن سرمایه هر كدام كه آن جنس است دارای فصل خاص خودش است آن مهندس كه با علم و تكنیك و فن خودش در این جا دخالت میكند، فصلش میشود همان مسائلی كه در نظر دارد، همان توانی كه دارد همان اندوختهها و اطلاعاتی كه در ذهن دارد و همان كیفیت استفادهای كه میتواند از اینها بكند آن میشود فصل ممیز آن كسی كه پول برداشته گذاشته فصل ممیز، این عین خارجی میشود همان درهم و دیناری كه مشاهده میكنیم آن ذهبیت و یا نقره بودنش تعین خارجی او است این هم با این نحوه در اینجا آن جنسیت و فصلیت خودش را در اینجا مطرح كرده. آن كسی كه فرض بكنید كه املاك دارد آن جنس حاكم بر این، نه به خود زمین كار نداریم در اینجا ببیند جنس را در اینجا یك معنای دیگری گرفتیم، زمین در اینجا یك تعین خارجی است ولی در این جا در این موقعیت فعلی كه اعتباراً این زمین كه در جای خودش افتاده و هیچ حكمی بر آن نمیشد الان به واسطة این اجتماع میبینیم این زمین و عقار هم در این جا برای او حكمیخاصی پیدا كرده فرض میگویید كه من مال ندارم ولی در عین حال زمین دارم خوب میگویند این زمینت را هم بیاور جزو شركت، خب آن هم همین كه میگوید زمینت را بیاور یعنی چه یعنی حكم رأس المالی رفت روی آن زمین تا دیروز نبود همین كه اجتماع تشكیل شد یكدفعه این زمین حكم دیگری پیدا كرد و حكم رأس المالی روی او پیدا كرد خیلی مسئله مسئلة مهمیاست! خیلی قضیه قضیة مهمیاست! كه چطور انسان در یك موقعیتی قرار دارد كه به واسطة آن موقعیت! خلاصه باید ملاحظه بكند خیلی مسئله مسئلة مهمیاست!
