
جلسه ۶۷۲
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 29/10/1430
جلسه ۶۷۲
1اعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
صحبت به این جا رسید كه در اخذ مفهوم جوهریت از ماده و صورت اشكال است.
اشكال هم به این كیفیت تقریر شد كه جوهر از اجناس عالیه است چون هر حقیقت نوعیهای متشكل است از جنس و فصل و خود آن جنس و فصل هم یك حقیقت نوعیه است كه به آن جنس قریب یا جنس بعید گفته میشود و آنها هم جوهر هستند و خود آن جوهر هم داخل در تحت جوهر دیگری است تا به جوهر الجواهر میرسد و آنجا دیگر جنسیت، جنسیت محضه است.
و آن چه را كه فرمودند در منطق كه جنس از ماده اخذ میشود تا اینكه به جوهر عالی تصاعد پیدا میكند این مسئله مورد نقاش واقع میشود زیرا نه تنها خود جنس برای حقیقت نوعیه بلكه صورت هم یك نحوه جوهر دارد یك حقیقت مركب از جنس و فصل است گرچه جنس و فصل او عقلی است و خود آن جنسیت او هم دارای حقیقت جوهریه است.
به عبارت دیگر مسئلة ماده كه یك حقیقت مشترك بین انواع است، همین مسئلة اشتراك را ما در صورت میبینیم صورت هم همین گونه است خود صورت فی حد نفسه گرچه ما به الا متیاز آن شیء است با شیء دیگر، آن نوع است با سایر انواع كه همان حقیقت ذاتیة ناطقیت باشد خود آن ناطقیت یك حقیقت مشتركی است كه بر همة افراد انسان صدق میكند در حالتی كه آن افراد انسان در عین اشتراكشان در آن حقیقت فصلیه، آنها دارای متمایزات خاص خودشان هستند.
پس بنابراین شما چطور جنس را از مادة گرفتید و فصل را از صورت قرار دادید در حالتی كه خود صورت هم دارای جنس و فصل است و این جنسیت در صورت هم هست نه اینكه فقط در ماده باشد. لذا ایشان میفرمایند كه اخذ جنسیت از ماده أولی از اخذ جنیست از صورت نیست! محال علت چیست كه اهل منطق و میزان گفتند كه جنسیت را از ماده اخذ میكنیم چون ماده ما به الاشتراك بین همة افراد است و آن فصلیت را از صورت اخذ میكنیم چون صورت دیگر مابه الاشتراك بین همةافراد نیست، صورت هر كسی یك حقیقتی است كه اختصاص به خود او دارد پس در صورت، این جنیسّت لحاظ نمیشود.
