اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء

بررسی چگونگی انتزاع جنس و فصل از واقعیت‌های خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع مفاهیم منطقی «جنس» و «فصل» از واقعیت‌های خارجی می‌پردازند. بحث با طرح یک اشکال مبنایی در منطق آغاز می‌شود که چگونه می‌توان جنس را از ماده و فصل را از صورت دانست، درحالی‌که خود صورت نیز دارای اجزای جنسی و فصلی است. استاد برای حل این معما، به تحلیل مراتب سه‌گانه وجود در اشیاء خارجی می‌پردازند و با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس عرفی و اقتصادی، نشان می‌دهند که چگونه عقل و عرف، یک حقیقت مبهم و مشترک را به‌عنوان «ماده» یا «جنس» در نظر می‌گیرند. در ادامه، ایشان با تفکیک میان نیاز عِلّی و نیاز وقوعی، توضیح می‌دهند که چگونه صورت نوعیه و عوارض، بر آن حقیقت مبهم مترتب می‌شوند تا یک موجود در خارج تعین یابد. این بحث در نهایت به درک عمیق‌تری از چگونگی شکل‌گیری هویت اشیاء و نحوه نگاه دقیق به واقعیت‌های پیرامون منجر می‌شود.

تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء

7
  • پس آنچه که براى یک تعیّن خارجى است که ما در خارج این میز را ببینیم، باید ببینیم که این میز سه حالت را طی کرده است؛ حالت اول خود حالت چوب بودن است که آن مادۀ براى اصل این هیئت خارجیه است. دوم اینکه این چوب تبدیل به میز مى‌شود و تبدیل به این خصوصیت و وضعیت خارجى مى‌شود. البته عرض کردم در همان چوب هم که شما بخواهید درنظر بگیرید، خود آن چوب و همان مادۀ خشبیت هم یک تعیّن خارجى است و شما الآن بین چوب و آهن فرق مى‌گذارید و بین چوب و حجر فرق مى‌گذارید؛ ارّه را روى حجر نمى‌گذارید بلکه ارّه را روی چوب می‌گذارید. اگر آن ارّه روى حجر بیاید، حجر را به دو نیم تقسیم نمى‌کند و آن خودش یک ارّۀ خاص مى‌خواهد! این ارّه‌اى که براى چوب است فقط در چوب کارگر است ولى ماده‌اى که الآن در چوب هست ماده‌اى است که آن قبلاً هم سیر خودش را طى کرده تا به اینجا رسیده است. ماده‌اى که شما الآن آن را دست مى‌گیرید و مى‌گویید که بیا دو نفرى آن را بلند کنیم سنگین است نمى‌توانم بلند کنم، آیا این ماده به‌خاطر چوب بودن است که الآن این است؟! پس اگر فرض کنید که این ماده تبدیل به یک امر دیگر بشود مثلاً این چوب‌ها را بسوزانید و خاکستر بشود، باید بگویید که خاکستر اصلاً وزن ندارد. چون این وزنى که الآن دارد به‌خاطر چوب است و این الآن دیگر چوب نیست! باید بگوییم: این خاکستر و رمادى که به‌واسطۀ احتراق این خشب پیدا شده است اصلاً وزن ندارد درحالی‌که مى‌بینیم وزن دارد و ماده دارد ولى تجزیه شده است؛ یک مقدارى دخان شده و یک مقدارى تبدیل به حرارت شده و یک مقدارى هم این وسط باقى مانده است و وقتى آن را وزن مى‌کنید مى‌بینید چند کیلو وزن همین رمادی است که الآن مشاهده مى‌کنید.