
تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء
بررسی چگونگی انتزاع جنس و فصل از واقعیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع مفاهیم منطقی «جنس» و «فصل» از واقعیتهای خارجی میپردازند. بحث با طرح یک اشکال مبنایی در منطق آغاز میشود که چگونه میتوان جنس را از ماده و فصل را از صورت دانست، درحالیکه خود صورت نیز دارای اجزای جنسی و فصلی است. استاد برای حل این معما، به تحلیل مراتب سهگانه وجود در اشیاء خارجی میپردازند و با بهرهگیری از مثالهای ملموس عرفی و اقتصادی، نشان میدهند که چگونه عقل و عرف، یک حقیقت مبهم و مشترک را بهعنوان «ماده» یا «جنس» در نظر میگیرند. در ادامه، ایشان با تفکیک میان نیاز عِلّی و نیاز وقوعی، توضیح میدهند که چگونه صورت نوعیه و عوارض، بر آن حقیقت مبهم مترتب میشوند تا یک موجود در خارج تعین یابد. این بحث در نهایت به درک عمیقتری از چگونگی شکلگیری هویت اشیاء و نحوه نگاه دقیق به واقعیتهای پیرامون منجر میشود.
تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء
6قبل از اینکه ما داخل در این سلک بشویم یک انسان بودیم و یک فردى مثل همۀ افراد بودیم که حرکت مىکردیم و مىرفتیم و مىآمدیم ولى همینکه معمّم شدیم و خودمان را در سلک شاگردان امام صادق علیهالسّلام قرار دادیم یکدفعه مىبینیم که وضع دیگر عوض شد! دیدگاه مردم دیگر نسبت به ما عوض مىشود درحالیکه ما همان هستیم؛ همان انسان هستیم، همان پسر فلانى هستیم، مادرمان همان است، پدرمان همین است، وزنمان این است، شکلمان این است و صورتمان این است اما همینکه وضعیت تغییر پیدا کرد و خود را به شکل پیرو و متابع این مکتب قرار دادیم، یکدفعه جنسیت به یک جنسیت دیگر تغییر پیدا مىکند و حالا دیگر به ما حیوان ناطق نمىگویند! حالا دیگر به ما چیز دیگرى گفته مىشود و وضعیت ما دیگر تغییر پیدا کرده است و ما باید متوجه باشیم که براساس آن وضعیت است که فردایى وجود دارد و براساس آن جنسیت و فصلیت جدید است که خداوند با ما برخورد مىکند نه براساس آن جنسیت و فصلیت قبل، قبل از اینکه به این کیفیت خود را بنمایانیم و به این وضعیت خود را به مردم ارائه بدهیم! نهخیر، با این وضعیت جدید است که خدا حساب و کتاب جدیدى براى ما باز مىکند و هر کسی به هر مقدار که در این وضعیت و در این خصوصیت داراى بهرۀ بیشترى از این جنسیت و فصلیت است طبعاً به همان مقدار بارش سنگینتر و خلاصه حساب و کتابش دقیقتر خواهد بود! اینها یک مسائل و واقعیاتى است که عرف بار مىکند! «کونوا لَنا زَینا و لا تکونوا عَلینا شَینا»1 به این جنبۀ زندگى و حیات بشرى برمىگردد و این واقعیت واقعیتى است که وجود دارد و یک حقیقتى است که در اینجا هست و هرکدام...
وجود سه مرتبه در اشیاء خارجى
در اشیاء خارجى همانطوریکه عرض شد سه مرتبه وجود دارد؛ مرتبۀ اول عبارت از همان مادۀ شیء که آن اصل اول براى همهگونه تغییر است. وقتى نجار مىخواهد میز و صندلى بسازد اول کارى که مىکند چوبش را مىخرد و الوارهاى چوب مىخرد و در مغازه مىگذارد و مىگوید: برایت چوب خوبى خریدم. نمىگوید: برایت صندلى یا میز خریدم، آن میز و صندلى را خودش باید درست کند. مىگوید: این الوارها و آن مادۀ اصلىاش پیدا شد دیگر خاطرت جمع باشد، از چند روز دیگر شروع به دست گرفتن و ساختن [کار تو] مىکنم. آن مادۀ اوّلى که چوب است مادة المواد براى آن تعیّن خارجى است که مورد نظر براى سازنده و سفارشدهنده است. این همان حقیقت جنسیه و مادهاى است که ما مىخواهیم روى این ماده کارهایى را انجام بدهیم و باید روی این ماده تغییر و تحولاتی بشود؛ باید تراش بخورد و ارّه بخورد و میخ به آن بخورد، اینها چیزهایى است که فعلاً مىخواهد انجام بشود، این قسمت اول است. حالا ما به چوب هم کارى نداریم که خود چوب هم الآن خصوصیت دارد. مسئله را از اینجا شروع مىکنیم.
- . الأمالی، شیخ صدوق، ج 1، ص 400.
