
تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء
بررسی چگونگی انتزاع جنس و فصل از واقعیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع مفاهیم منطقی «جنس» و «فصل» از واقعیتهای خارجی میپردازند. بحث با طرح یک اشکال مبنایی در منطق آغاز میشود که چگونه میتوان جنس را از ماده و فصل را از صورت دانست، درحالیکه خود صورت نیز دارای اجزای جنسی و فصلی است. استاد برای حل این معما، به تحلیل مراتب سهگانه وجود در اشیاء خارجی میپردازند و با بهرهگیری از مثالهای ملموس عرفی و اقتصادی، نشان میدهند که چگونه عقل و عرف، یک حقیقت مبهم و مشترک را بهعنوان «ماده» یا «جنس» در نظر میگیرند. در ادامه، ایشان با تفکیک میان نیاز عِلّی و نیاز وقوعی، توضیح میدهند که چگونه صورت نوعیه و عوارض، بر آن حقیقت مبهم مترتب میشوند تا یک موجود در خارج تعین یابد. این بحث در نهایت به درک عمیقتری از چگونگی شکلگیری هویت اشیاء و نحوه نگاه دقیق به واقعیتهای پیرامون منجر میشود.
تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع مفاهیم منطقی «جنس» و «فصل» از واقعیتهای خارجی میپردازند. بحث با طرح یک اشکال مبنایی در منطق آغاز میشود که چگونه میتوان جنس را از ماده و فصل را از صورت دانست، درحالیکه خود صورت نیز دارای اجزای جنسی و فصلی است. استاد برای حل این معما، به تحلیل مراتب سهگانه وجود در اشیاء خارجی میپردازند و با بهرهگیری از مثالهای ملموس عرفی و اقتصادی، نشان میدهند که چگونه عقل و عرف، یک حقیقت مبهم و مشترک را بهعنوان «ماده» یا «جنس» در نظر میگیرند. در ادامه، ایشان با تفکیک میان نیاز عِلّی و نیاز وقوعی، توضیح میدهند که چگونه صورت نوعیه و عوارض، بر آن حقیقت مبهم مترتب میشوند تا یک موجود در خارج تعین یابد. این بحث در نهایت به درک عمیقتری از چگونگی شکلگیری هویت اشیاء و نحوه نگاه دقیق به واقعیتهای پیرامون منجر میشود.
تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء
9حالا که این الوار هنوز دستتان نیامده است احساس ثقل نمىکنید مثل آن پیرزنى که قبل از اینکه آمپول به او بزنند احساس درد و اینها میکرد! ولى این چوب وقتى که روى دست ما قرار مىگیرد، یک چیزى احساس مىکنیم و هنوز نمىدانیم چوب است، چشممان هم بسته است و مىبینیم یک چیز سنگینى گذاشتند و این سنگینی را احساس مىکنیم که یک حقیقت وجودیۀ خارجیه است ولى نسبت به نوعیتش اطلاع نداریم. این ادراک ما، هیولا و مادة المواد این تعیّن خارجى میشود. بعد چشممان را باز مىکنیم میبینیم چوب است! کمی دست مىکشیم و مشخص مىشود چوب، آهن، شیشه، چینى یا بلور است، در علم و نگرش بعد به این نتیجه مىرسیم. این مسئله مادة المواد میشود که این عبارت از حقیقت او است. ما اینها را براى توضیح کلام مرحوم آخوند لازم داریم!
مطلب دوم عبارت از شناخت حقیقت خارجى او است، چشم باز مىکنیم یکدفعه مىبینیم که این چوب است و نوعیتش با سایر انواع مختلف است. پس این یک حقیقت ثانویه میشود که مترتب بر آن حقیقت اول و نوعیةً بعدَ النوعیة است یعنى النوعیةُ الاولىٰ جنسش جنس مادۀ خاص بودن که غیر از تفاوتی که با اشعه و امواج و هوا دارد یک نوعیت است. دوم جنبۀ خشبیت است که آن نوعیة بعد النوعیة است که اسم اول را ماده میگذاریم و اسم دوم را صورت نوعیه مىگذاریم که این چوب است. این خشب بودن باز یک واقعیت و حقیقتى است که ما مشاهده مىکنیم و بین آن فرق مىگذاریم؛ وقتى که شما میخواهید [چوب بخرید] به بازار آهنگران نمىروید و بهجای الوار تیرآهن نمیخرید، مسیر را انتخاب مىکنید و عوضى نمىروید! اینکه شخص عوضى نمىرود پس معلوم است که آن حقیقت نوعیه در ذهن اوست که دارد بهسمت او مىرود و او را مىگیرد و مىگوید: حالا این چوب است. این دو قضیه و دو مسئله شد. حالا این چوب مىخواهد تبدیل بشود. در اینجا ما صورت خارجیۀ خودش را مدّنظر قرار مىدهیم.
