اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 28/10/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۱

7
  •  صحبت در این است مرحوم صدرالتمتألهین كه می‌فرماید كه حقیقی شی بصورته لا بمادته یعنی در همین دنیا كاری به قیامت نداریم شما در دنیا آیا در خواب رفیقیتان را می‌بینید یا نمی‌بینید، آن رفیقتان را به چه قالبی می‌بینید فقط صورت او را می‌بینید یا او را در یك شكل و قالب می‌بینید؟ صورت زید كه همان حقیقت روحیه اوست كه او شكل ندارد او رنگ ندارد در این جا كه اشاره به مسئلهادبی هم بكنم شما در قرآن وقتی كه مشاهده می‌كنید می‌بینید كه دارد آیاتی كه مربوط به نفس و روح است و این آیات همه با ضمیر مؤنث بیان شده یعنی كه یا ایتها النفس المطمئنه یا ایها النفس المطمئن نمی‌گوید، می‌گوید (يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعِي إِلي رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً) نفس در اینجا خطاب در اینجا مؤنث است و حالا آن جنبه تأنیث بماند كه برای چه است فردا بگویید ببینیدكه این جنبه تأنیث یكی شده یا در این جا به اصطلاح چرا مؤنث شده خوب نفس دلیل ندارد كه به اصطلاح مؤنث باشد ما حالا با این كاری نداریم یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربك راضیه مرضیه و یا1 ببینید این هم دوباره در این جا تأنیث است به طور كلی مسئله و مطلبی كه در اینجا هست این است كه در ادب عرب، روح هم

  • حتی در او تأنیث شده مثلا روح فرض كنید كه او هم مثل نفس آن جنبه تأنیث به خود می‌گیرد حالا صحبت در اینجا هست كه آیا روح در چه مرتبه‌ای جنبه تأنیث و اینها را به خود می‌گیرد؟! آن چه كه در ادبیات است این است كه از اجزاء انسان آن چه كه دارای زوج است تعبیر به تأنیث می‌شود یعنی فرض كنید كه ید در ید اللَه مغلولی ید در این جا مؤنث بشود عرض كنم حضورتان كه راجع به عین خوب عین آن هم فرض كنید كه تأنیث دارد ولی راجع به انف ما نداریم راجع به لسان ما نداریم لسان آن به اصطلاح مذكر است راجع به رأس آن هم مذكر است قلب مذكر است اینها همه به اصطلاح مذكر هستند كبد مثل فرض كنید كه انف مثل زبا ن و رأس و اینها حالا نفس ما كه دو تا نفس كه نداریم! پس چرا نفس در اینجا مؤنث است؟ یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربك راضیه مرضیه! جهتش این است كه نفس از نقطه نظر حقیقت جوهریه خودش تك است جفت نیست امّا روح وقتی كه تعلق به بدن پیدا می‌كند آن وقت در عالم. دنیا و در عالم ظهور خارجی زوج برمی‌دارد! زن و مرد با همدیگر یعنی زن و مرد می‌شوند دو وجود خارجی از یك حقیقت مثل اینكه الان دو تا ید می‌شود دو وجود خارجی از حقیقت یدویت رجل می‌شود دو وجود خارجی از یك حقیقت رجلیت و همین طور عین و با صره لذا در تحقق خارجی الان شما دارید می‌بینید هر دو عین هم هستند وقتی كه نفس تعلق به بدن بگیرد شما آن گاه در خارج دو انسان می‌بینید مانند هم، طبق آن قانون ادبی بایستی كه در اینجا به آن نفسی كه به هر دوی اینها تعلق گرفته است و دو شق شده یك شقش انوثیت را به وجود آورده و یك شق آن رجولیت را به وجود آورده طبق آن هم بنابراین بایستی تأنیث گفته بشود بنابراین می‌بینید در ادب و همین طور در قرآن به تأنیث آمده و نفس و ما سوّیها درست شد خوب مسئله تا اینجا درست.

    1. ٢- سوره الشمس (٩١) آيه ٧ و ٨