
جلسه ۶۷۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 28/10/1430
جلسه ۶۷۱
6پس بنابراین كه میگویند حقیقت شی بصورته لا بمادته نه این كه بی نیاز از ماده است و فقط صورتیت محض است! آن صورتیت محض بودن این مربوط میشود به مجردّات در آن جا این صورت محض بودن در این جا قرار دارد
مسئله معادی كه مرحوم صدرالمتألهین مطرح كرده و در آن جا قائل به آن حقیقی الانسان كه در قیامت ظهور پیدا میكند در آن جا میفرمایند بصوری الشیء هست نه به ماده كه در دنیا بود چون ماده در این جا اثری در هویت الشیء ندارد این مسئله مربوط میشود به این كه ما برای نفس و روح در عالم قیامت قائل به قالب بشویم چه قالب مادی و چه قالب مثالی، ولی آن روح و حقیقت صورت و نفسیت انسان كه در قالب نمیگنجد و اعلای از خود قالب و تقید به بدن، چه بدن مادی و بدن مثالی هست و حقیقت او را تجرد محض تشكیل میدهد این ماورای بحث مسئله وجود بدن مثالی و جود بدن مادی یا وجود برزخ و بینهما در عالم خارج و در عالم قیامت است آن چه را كه مرحوم صدرالمتألهین در بحث معاد مطرح میكنند به آن مقتضای كیفیت تحقق اشیاء در عالم ثواب و جزا در آن جا اشاره دارد كه اگر بخواهد نفس به یك قالب و به یك بدنی در بیاید در آن جا چه بدنی باید به دست بیاورد؟ آیا همین بدنی كه در دنیا است و الان دارد صحبت میكند همین بدن را نیاز دارد؟ نه نیازی به این بدن ندارد زیرا شما همین فرد را شما در خواب با او بحث میكنید صحبت میكنید پدرتان كه از دنیا رفته در خواب میبینید و واقعا او را میبیند و صبح كه بلند میشوید میگویید پدرم را در خواب دیدم بابا پدرتان كه جنازهاش سی سال پیش خاك شده الان بروید نگاه بكنید الان در قبر هم اثری از او نیست وقتی میگویید كه من پدرم را در خواب میبینم خب چرا به شما ایراد" نه آقا! پدری كه در خواب دیدهایی چیزی نبوده" نمیگیرند؟ پدر همانی بود كه جنازهاش را خودمان تشییع كردیم و لاالهالااللَه گفتیم و در قبر گذاشتیم و رویش را هم پوشاندیم و الان هم خاك شده الان هم دیگر اثرش نیست رفتیم و نگاه كردیم كه دیدیم كه خاك شده الان هم یك جنازه دیگر در همان قبر هم گذاشتند در حالی كه شما چهل سال از فوت پدرتان میگذرد در خواب میبینید انگار دیروز فوت كرده! اصلا ما با او احساس غربت نمیكنیم آنچه این چنین در وجدانتان نه در تخیلتان، احساس حقیقت بودن با او را میكنید كه گویی اصلا فوت نكرده و از دنیا نرفته؟! خیلی جوان و شاداب و بشّاش میآید و با شما صحبت میكند و مطالب میگوید و واقعا وجودش را در نفس خودتان احساس میكنید تخیل نیست واقعیت است درد مرحوم صدالمتألهین و امثال ذلك به این است كه بابا به روز قیامت نگذارید كه بروید ببینید چه خبر است شما خواهید رفت و دید در همین دنیا كه شما هستید این آن چه را كه در خواب میبیند، حتی افراد زنده، بابا آن در خانهاش گرفته نشسته و خوابیده شما در آن جا در خواب دارید میبینید چه چیزی را در خواب میبینید فردا میگویید كه آقا من شما را دیشب در خواب دیدم و گفتید كه چرا سراغ من نمیآیی تو چه رفیقی هستی كه نمیآیی از ما احوالپرسی كنید؟! گفت اتفاقا چند روزی است كه میخواستم به تو تلفن كنم بگویم كه این چه رسم رفاقت است كه خلاصه خبر از ما نمیگیری ببینید یك واقعیت خارجی كه وجود دارد آن واقعیت را شما در خواب مشاهده میكنید بدون بدن! حالا شما چرا روز قیامت بروید مشاهده كنید همین الان خب همین جا گرفته خوابیده شما هم در منزل خودتان استراحت میكنی و با او صحبت میكنید و مطالبی كه هم میگویید كه فرض كنید كه مشاهده میكنید همه درست بوده بله این میخواسته به شما این را بگوید با شما این را مطرح بكند و شما قبل از این كه او را ببینید و اطلاع هم داشته باشید با او برخورد كردید! دیگر نمیتواند طرف بگوید بیخود كردی كشك است همه تصورات خودت است نمیتواند بگوید! آن هم میگوید بله درست است نمیشود كه واقعیت را دیگر انكار كرد این را كه دیگر نمیشود انكار كرد درست شد.
