
تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات
بررسی تقدم و تأخر وجودی ماده و صورت در عالم خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماده و صورت در تحلیل عقلی و تحقق خارجی اشیاء میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز شده و با تفکیک میان ابهام و تحصل در ماده، بر ضرورت وجود هر دو مرتبه برای تحقق خارجی یک موجود تأکید میشود. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهند که چگونه در تحلیل عقلی، ماده و صورت مکمل یکدیگرند و هیچیک بدون دیگری در خارج عینیت نمییابند. در ادامه، ضمن تبیین نظر صدرالمتألهین درباره کیفیت معاد جسمانی و حقیقت نفس، به تفاوت میان وجود اعتباری و تحقق خارجی پرداخته میشود. این مباحث در نهایت به بررسی جایگاه روح در عوالم نزول و تفاوت مراتب آن با نفس متعلق به ماده منتهی میگردد تا روشن شود که چگونه حقیقت واحد در عوالم مختلف، صور گوناگون به خود میگیرد.
تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات
4بنابراین مسئله اینطور نیست، شما میبینید که شخصى که مىخواهد آن نقشۀ آن دستگاه را در ذهن خود ترسیم کند دائماً به خود فشار میآورد و داخل اتاق میرود و در را مىبندد که خلوت باشد و صدا نیاید؛ صدای سوت و ماشین آمبولانس و اینهایی که بوق میزنند نیاید و [ذهن] خودش را جمع میکند و شروع به فکر کردن مىکند و آن اهداف را درنظر مىگیرد و آلات و ادواتى که مىتواند آن اهداف را تأمین کند یکییکی جمع مىکند و دو ساعت فکر مىکند تازه بیرون میآید و مىگوید: نصف راه را رفتم و هنوز به قضیه نرسیدم! دوباره و سهباره میرود و چند روز طول مىکشد یا چند ماه طول مىکشد تااینکه بتواند آن دستگاهى که مورد نظر اوست را دقیق تنظیم کند و بعد هم نقشه را روى کاغذ پیاده کند و بگوید: نگاه کنید، یعنی این صورت خارجى پیدا کرد و تا حالا در نفس بود! این اعمال رویهاى که فرد مىکند در دو جنبه تحقق پیدا مىکند؛ یکى در جنبۀ جنسیت عقلیه و دوم در جنبۀ صورتیت عقلیه؛ در جنبۀ جنسیت عقلیه، از خود آن اشیائى که در ذهن دارد بهعنوان مرتکزات عقلى استفاده مىکند. از نظر ارتکازات عقلی در ذهن یک مهندس آهن، فولاد، مس، پلاستیک و اشیاء مختلف قرار دارد و اینها همه حقایق جنسیهاى هستند که این حقایق جنسیه خودشان یک صورت نوعیه دارند و شما مىبینید که در ترکیب این حقایق جنسیه یک صورت نوعیۀ خاص تشکیل مىشود. چطور اینکه در خارج هم همین است؛ فرض کنید شما چند ماده مثل مس، سدیم، ید، پتاسیم و امثالذلک را ترکیب مىکنید و تبدیل به یک قرص مىکنید و مىگویید: شما که کمخونى دارید و مس و چدن [بدنتان کم است] از این قرص بخورید! الآن چیزی که کم داریم فعلاً اینجاست [عقل است]! فرض کنید اسم این قرص را مولتیویتامین میگذارید. چرا؟ چون در آن همۀ این مواردى که مورد نظر است قرار دارد و طبعاً این جنس و فصل دارد و جنس اینها عبارت از مواد مختلفى است که تکتک این مواد هرکدام براى خودشان یک صورت نوعیه دارند و بهواسطۀ آن صورت نوعیه است که خودشان براى خودشان تحقق خارجى دارند و اگر نباشند شما [چطور] مىتوانید این اشیاء مختلف را با همدیگر ترکیب کنید؟! در صورت ذهنیه هم همینطور است. فرض کنید اینکه الآن یک مختبر آزمایشگاهى براساس آن اهداف خودش یک دارو را اختراع و ترکیب مىکند بهواسطۀ این است که اجناس این صورت نوعیه در ذهن او مُنتَقِش است و چون این اجناس در ذهنش منتقش است، آنها را درمىآورد و یکى را کم مىکند و یکى را زیاد مىکند و دوز یکى را کم مىکند و از آنطرف آن را زیاد مىکند تا بعد بهصورت کپسولى که بتواند با خواستهای او و اهداف معیّنى که دارد در بیمارى مشخص مورد استفاده قرار بگیرد و این عبارت از حقایق جنسیهاى است که این حقایق جنسیه در ذهن وجود دارد و ذهن این حقایق جنسیه را بهکار مىگیرد و از اینها در ترکیب و امتزاج آن صورت نوعیه استفاده مىکند. تا یک مهندس در ذهنش آهن وجود نداشته باشد چطور مىتواند این دستگاه را درست کند؟! تا در ذهن یک مهندس آن ابزار و وسایل کلیۀ جنسی وجود نداشته باشد [چطور] مىتواند آن اشیاء را باهم ترکیب کند و به آن هدف و غایت خودش برسد؟! بنابراین همانطوریکه در خارج جنس و فصل خارجى داریم، در آنها هم داریم. خب این مرتبۀ اول بود.
