
جلسه ۶۷۰
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/10/1430
جلسه ۶۷۰
8یكی از افراد میگفت: در همان سابق آمده بودیم كه بیاییم مشهد مرحوم آقا را ببینیم منتهی آدرس منزل را نداشتیم همین طوری گفتیم میرویم، شب رفتیم حرم امام رضا گفتیم كه خلاصه خودت به ما یك جوری قضیه را نشان بده نمیدانیم از كی بپرسیم؟ آدرس از كجا بپرسیم؟ میگفت: همین كه نشسته بودیم یكدفعه دیدیم یك سیدی آمد گفتم اگر غلط نكنم این خودش است، از بالاسر آمد و رد شد و اینها، به امام رضا گفتم اگر ایشان هست به من یك جوری مسئله را بفهمان میگفت كه همین نشسته بودم یك نگاه به من كرد یك این جوری كرد تمام استخوانهایم انگار تركید، گفتم آقا خودت هستی ممنون یك اینجوری كردن و رفتند، این به خاطر این است كه مثلا القاء بكنند كه خوب درست فهمیدید و متوجه شدید و اینها گاهی اوقات میشود بدون این مسائل هم قضایا اتفاق بیافتد یعنی احتیاجی به این گونه تصرفات نیست.
علاوه بر این خود آیه شریفه مسئله را مستند به خود فاعل میكند (وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي) توی عیسی این اكمه و ابرص را شفا دادی، اكمه به عنوان كور مادرزاد نه آن فرض بكنید كه حالا یك پرده آب مروارید آمده جلویش را گرفته لنزش را بردارند عدسی را بردارند نه اصلا كور مادر زاد است.
یك كسی چشمش كور شده بود امام رضا شفا داده بود الان هم هست در مشهد است الان هم زنده است و حیات دارد، این را حضرت شفا داده بود در حالتی كه گفته بودند كه امكان ندارد چون آن نقطه زردش كه ماكولا به آن میگویند به طور كلی خشك شده بود و اصلا قابل برای انتقال نور به مغز نبود یعنی خشك شده بود، عصب خشك شده بود خلاصه حضرت این را شفا داده بود و چشمش خوب شده بود، وقتی كه این دكترها معاینه كردند دیدند عصبش خشك است گفتند والا ما دیدیم امام رضا شفا داده، ولی ندیدیم عصب خشك ببیند این را ما دیگر ندیدیم خوب حالا میخواهد امام رضا این جوری هم میكند گاهی اوقات عصب خشك را برمیدارد تر و تازه میكند، گاهی اوقات هم نه میگوید حالا اگر میآیید شما هم بیایید از این كارها بكنید، اگر خیال میكنید كه خودش فی حد نفسه شده، بیایید شما هم انجام دهید، آخر هر چه معجزه است میزنند به این چیزهای مادی دیگر.
