
جلسه ۶۷۰
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/10/1430
جلسه ۶۷۰
6خلاصه خودش را موازی كرده با حرف زدن او آن راه میافتد این هم شروع میكند به راه افتادن، آن میایستد این هم شروع میكند به ایستادن باید كاملا دقت كند كه پس و پیش نشود كه خلاصه آبروریزی نشود، این جوری بوده؟ كار كار خدا بوده منتهی خدا نگاه كرده به جبرائیل و ملائكه گفته است نگاه كنید كه هر وقت این پیغمبر دستش را برد بالا آورد پایین بزنید و ماه را دو نصفش كنید میزان كنید با این.
تلمیذ: در بحث نظر كه شما فرمودید داریم كه مرحوم آقای انصاری با نگاه تصرف میكردند، این نگاه چه دخلی داشته است؟ شما میفرمایید نگاه تصرف در نفس است، نگاه درش اصلا دخالت ندارد اما در این قضیه داریم كه نگاه میشود این خیره شدن یك نگاه تام مرحوم آقا هم از این نگاهها داشتند.
استاد: خوب اینها خودش یك نوع در واقع ابراز این مسئله است، البته صور مختلفی دارد در بعضی از موارد خود اعضاء و جوارح به ملاحظه همان جهت شما نگاه كنید فرض كنید كه میخواهید به یكی اخم بكنید و ناراحتی را ابراز بكنید این جوری نمیكنید كه بخندید نه همراه با آن ناراحتی خود به خود ابرو میرود در هم هشت در چهار میشود نمیدانم چشمها یك قسم دیگر میشود، این یك چیز طبیعی است، یعنی نفس آن اعضاء و جوارح را بر طبق آن حقیقتی كه در نفس تحقق پیدا كرده، صورت خارجی به خودش میدهد وقتی بخواهید به یكی ابراز محبت بكنید اخم نمیكنید میگذارد در میرود میگویید بایست من دارم به تو ابراز محبت میكنم، ای خاك بر سرت با آن ابراز محبت كردنت، ابراز محبت كه این جوری نیست.
گفت بیا برویم با هم بالای كوه تا فلانت كنم گفتش كه به آن اخلاق خوبت بیایم، یا به پول زیادت، یا به راه كم و نزدیكت آخر هر چیزی راهی دارد آدم باید از راهش برود تا برسد.
