اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/10/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۰

14
  •  در بیمارستانها گاهی اوقات شده بچه ها را عوض می‌كنند این پسر می‌خواهد او دختر می‌خواهد برمی‌دارند جای او می‌گذارند یك همچنین چیزهایی اتفاق افتاده، بیچاره بچه به دنیا نیامده روی پیشانی او برمی‌دارند از این چیزهای این قدری می‌نویسند كه از این مشكالات پیش نیاید.

  •  یك موردی در فامیل دور ما اتفاق افتاده بود كه بچه را عوض كرده بودند، مادره بچه خودش را نمی‌خواست، یك بچه دیگر را می‌خواست، پسر بود مال این دختر بود، اتفاقا پدر همان بچه هم اهل علم بود، هر چه پدر می‌گفت: بابا آخر حساب بعد را بكن كه بعد چی می‌شود حرام است فلان هیچی قبول نمی‌كردند، بلاخره آمدند از این بچه های بیچاره خون گرفتند و بردند و پدر و مادر بعد ثابت كردند كه این دیگر ناچار شد قبول كند والا خوب نمی‌پذیرفتند.

  •  مسئله ابهام در آنجا به معنای مسئله عدم است، یعنی شیء تا وجود خاصی پیدا نكرده لباس وجود به خودش نپوشانده هر گونه احتمال تصرف ماهیتی بر او می‌رود.

  •  ابهامی كه در اینجا هست از نقطه نظر عدم تصورش به صورت نوعیه است، شما وقتی كه یك ماده لحمیت را در نظر بگیرید خوب این یك ماده‌ای دارد، الان صورت او صورت لحمیت است ولی همین ماده‌ای كه در این است و الان به صورت لحمیت در آمده و شما می‌توانید بگویید هذا لحمٌ اشاره خارجی بكنید همین این ممكن است صورت نوعیه او را تغییر بدهد لذا آن در ذات خودش مبهم است، مبهم به این است كه تا صورت بر این عارض نشود این قابل اشاره حسیه نیست، باید صورت به آن عارض بشود هم قابل اشاره بشود و هم قابل تسمیه بشود.

  •  شما به این ماده‌ای كه در این است چه می‌خواهید بگویید؟ آجر می خواهید بگویید خاك می خواهید بگویید، نه خاك است نه آجر است نه لحم است نه عظم است یك چیزی است یك ماده‌ای است كه فرض كنید حالا این مواد اولیه‌ای كه آمدند درآوردند و خود آنها هم در ماده الموادش در آنجا حرف است كه بالاخره این ماده در اینجا چیست؟ لذا این را نمی‌توانند بفهمند.