
جلسه ۶۷۰
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/10/1430
جلسه ۶۷۰
13پس فرق است بین اینكه شخص ظهورش به شیئ باشد یا اینكه ذاتی او به امر دیگری تحقق پیدا بكند این مسئلهای كه راجع به انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت است به این لحاظ است كه در هر امر جزئی یك نقطه ابهامی قرار دارد كه آن نقطه ابهام نقطه مشترك بین او و بین سایر متمایزاتش است، این مادهای كه الان این كتاب را تشكیل میدهد در این یك نقطه ابهامیاست كه آن نقطه سعیی اوست كه قابلیت برای حمل این لفظ و این عنوان بر سایر اشیاء نظیر خودش خواهد بود.
تلمیذ: فرمودید كتاب تشخص پیدا نكند در ابهام میماند الشیء ما لم یتشخص لم یوجد است.
استاد: بله
تلمیذ: در ابهام میماند
استاد: خب ابهام است دیگر در مقام ابهام
تلمیذ: لایوجد ابهام است؟
استاد: بله خود مسئله مبهم، یك وقت ابهام، ابهام ذهنی است، یك وقت ابهام، ابهام خارجی است، در تشخص ابهام خارجی وجود ندارد، ابهام ذهنی در تشخص ممكن است در آنجا وجود داشته باشد، یعنی ممكن است یك شئی متشخص باشد از یك نقطه مبهم نیست، ولی از یك نقطه دیگر مبهم است، ابهامی كه در اینجا میگوییم ابهام به معنای عدم است. ابهامی كه در ما لم یتشخص لم یوجد گفته می شود ابهام در آنجا به معنای عدم است یعنی تا شیء وجود خارجی پیدا نكرده در مقام ابهام از نقطه نظر تحقق است كه تحققش به چه شكلی است؟ به چه حدی است؟ به چه عرضی است؟ به چه صورتی است؟ همین جور میشود، تا زید به وجود نیامده هر نوع شكلی میتوانید به او بكنید فرزند این شخص به چه شكلی خواهد بود؟ آیا به مادرش رفته؟ به باباش رفته؟ به هیچ كدام نرفته به یكی دیگر رفته، اینها چیزهایی است كه اتفاق میافتد، ولی وقتی كه رفتند ژنش را آزمایش دادند و نمیدانمDNN را در آوردند و میگویند كه این مال تو است بردار ببر.
