اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/10/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۷۰

4
  •  نود و نه درصد از مشاهدات كه برای افراد پیدا می‌شود هیچ مسبوق به سابقه و متوقع نیست، یك مرتبه فرض بكنید كه در حال خواندن قرآن برای آنها یك حالی پیدا می‌شود و یك معنایی را از قرآن می‌فهمند كه هیچ مفسری نگفته یا اینكه یك مرتبه فرض كنید كه در حال سجده یك صورتی برای اینها روشن می‌شود كه اصلا توقعش را نداشتند، نود و نه درصد این طوری است فقط یك درصد است كه قبلا یك اشاراتی می‌شود و بعد هم یك حالی پیدا می‌شود كه میزانش هم مشخص است كه خوب در یك چنین وضعیتی اینها یك مقام ثبوت دارند از یك قدرت ثبوت برخوردارند، لذا حركات آنها هم منطبق با انكشافی كه شده در خارج با هم متناسب و متعادل است، فقط یك درصد و الا نود و نه درصد اینها همه مسائلی است كه مسبوق به سابقه نیست.

  •  خوب این مشاهداتی كه در اینجا می‌شود این مشاهدات از كجاست؟ و از چه قضیه‌ای این مسئله پیدا میشود؟ حالا به وسع استعداد نفسانی نفس به واسطه ریاضاتی كه دارد، به واسطه تربیت و تزكیه و سلوك عملی كه دارد آماده و مهیاء برای تلقی یك همچنین صورتی می‌شود، در مقام فعل هم همین طور است مشاهده‌ای كه نفس می‌كند خودش یك نوع احیاء است، مشاهده‌ای كه انسان می‌كند مكاشفاتش خودش یك نوع تصرفات است، منتهی این تصرفات را ما در باب احیاء به حساب حضرت موسی می‌گذاریم خدای بیچاره را در این جا كنار می‌گذاریم و اصلا كاری به كار او نداریم می‌گوییم حضرت موسی این كار را كرده ولی در مورد مشاهدات و مكاشفات می‌گوییم نه از آن طرف آمده این مثلا نشسته بوده یك مرتبه صورتی برای او روشن می‌شود، حقیقتی از وقایع آینده برای او منكشف می‌شود، قضیه‌ای از قضایای ما سبق برای او مشخص می‌شود به حساب خودش نمی‌گذاریم به حساب آن طرف كه آنها برایش آوردند می گذاریم در حالی كه هر دو یكی است یك مسئله است هر دو تصرف نفس است آن تصرف نفس به صورت اطلاع بر غیب منكشف می‌شود، این تصرف بر نفس به واسطهاعمال احیاء در اینجا منكشف می‌شود به واسطه (وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي)1 در اینجا منكشف می‌شود، هر دو قضیه یكی است به واسطه شق القمر پیدا می‌شود، رسول خدا كه شق القمر كرد و انگشتش را به ماه اشاره كرده این نبوده كه از نظر عوامانه و عامیانه كه پیغمبر نشسته دستش را برداشته دعا كرده و بعد به واسطه دعا خدا هم آمده و این ماه را دو نصف كرده نه، هر كاری كه كرده پیغمبر كرده و هر كاری كه كرده خدا كرده، یعنی یك حقیقت در اینجا بیشتر نیست، پیغمبر اگر بدون خدا می‌كرد خوب مثل ما، شما ببینید انگشتتان را هم نمی‌توانید تكان بدهید چه برسد به این كه بخواهید حالا ماه را دو نصف كنید، آجر هم نمی‌توانی با انگشتت دو نیم كنی، آجر را دو نصف كن ببین انگشت خودت نصف می‌شود، یكدانه گچ هم شما نمی‌توانی چه برسد به اینكه نهصد هزار كیلومتر این راه برود بالا بعد هم بخورد به یك همچنین كره‌ای و بعد او نصف شود، نخیر توهمات و تخیلات است دیگر.

    1. سوره المائده «٥» قسمتى از آيه ١١٠