
جلسه ۶۷۰
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 22/10/1430
جلسه ۶۷۰
12این مسئله را برای این عرض میكنیم تا مشخص بشود كه مسئله فعلیت این طور نیست كه فعلیت آن چیزی باشد كه دارای یك صورت باشد، ما میتوانیم فعلیتی بدون صورت تصور كنیم، فعلیت بدون اینكه دارای شكل است گرچه آن فعلیت بدون صورت در خارج تحقق پیدا نمیكند ولی لحاظ فعلیت در یك شیء بدون صورت، آن لحاظش در عالم ذهن و تعقل اشكالی ندارد، كه در این جا گفته میشود فعلیته بتهیئه و استعداده یعنی نفس التهیأ و الاستعداد میتواند موجب فعلیت بشود برای آن امر خارجی و برای آن تحقق خارجی نه امر مبهم.
فرق است بین امر معدوم و بین حكم عدم و بین امر موجود لكن موجودیته بتهیئه و باستعداده و قابلیته لتصوره بالصور النوعیه این حالتی را كه یك ماده پیدا میكند در یك همچنین وضعیتی، این حالت حالتی است كه باید وجود خارجی داشته باشد، واقعیت خارجی باید داشته باشد، اگر واقعیت خارجی نداشته باشد پس عدم است، وقتی كه عدم شد صورت كه بر امر عدمیتعلق نمیگیرد و تشكیل هیأت نوعیه مركبه را نمیدهد.
پس بنابراین فعلیت نه به معنای ما به الاشاره بودن است كه در ما به الاشاره بودن جدا كردن ماده از صورت حتی از اعراض در آنجا هم نمیشود، خیال نكنید فقط در ماده، ماده میآید وجود خارجی خودش نیازی به صورت دارد به عرض هم نیاز دارد شما فرض كنید گرچه ما میگوییم كه عرض قائم به موضوع است، عرض در ذات خود قائم به موضوع است، ولی همین موضوع در ظهور خود محتاج به عرض است، اگر این موضوع میتواند بدون عرض در این جا.
ما نمی گوییم یك عرض خاص بله این كتاب الان فرض كنید رنگی كه عارض بر این صفحات كتاب شده این رنگ زرد است، این كتاب نیاز به زردی خاص ندارد، كتاب در ظهورش نیاز به لون مطلق دارد، ای لونٍ كان ابیض او اصفر او احمر او اسود او غیر ذلك من سایر الالوان والصور در ظهور خودش نیاز به لونٌ مایی دارد ولی آیا آن لون ما حتما باید فرض كنید كه احمر باشد نخیر ممكن است كه ابیض باشد، ولی لون ابیض در ذات خودش نیاز به موضوع دارد، امكان وجود خارجی او بدون لحاظ موضوع مستحیل است ولی امكان خارجی موضوع بدون ابیض ممكن است، مثلا احمر باشد، امكان وجود خارجی موضوع بدون اسود این هم ممكن است اشكال ندارد، ولی بدون لونٌ ما، بدون كیف آن هم میشود؟ نه آن نمیشود.
