
تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت
تحلیل نسبت اراده و عزم در تحقق حقایق خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی و منطقی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت میپردازند. بحث با بررسی جایگاه تشخص در موجودات آغاز شده و به این نکته اشاره میشود که هر موجودی برای خروج از ابهام، نیازمند صورت و تشخص است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به پیوند میان اراده و تحقق حقایق خارجی میپردازند و با استناد به آیات شریفه، نقش عزم و اراده در تصرفات نفسانی انبیا و اولیا را تشریح میکنند. در این مسیر، تفاوت نگاههای عادی با نگاههای تصرفی اولیا تبیین شده و این حقیقت مطرح میشود که اراده فاعل، در طول اراده پروردگار، عامل اصلی تحقق امور در عالم خارج است. در نهایت، بحث به تبیین جایگاه ماده و صورت در علوم تجربی و محدودیتهای آن در شناخت حقیقتِ هستی ختم میشود تا مخاطب دریابد که شناخت کنه اشیا فراتر از ابزارهای مادی است.
تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت
3تلمیذ: حضرت آدم این اراده و همت را نداشته است؟
استاد: شاید حضرت آدم هم داشتند ولى در مقام اعمال براى آنها این مسئله باز نشده بود.
تلمیذ: ﴿وَلَمۡ نَجِدۡ لَهُۥ عَزۡمٗا﴾؟!
استاد: نه، آن مسئله یک چیز دیگر است و آن به این مسئله برنمىگردد. آن به همان میثاق خاصی برمىگردد که خداى متعال با هر فرد از افراد انسان نسبت به تحصیل مراتب عبودیت دارد و آن حقیقت عبودیت به جمیع مراتبش براى انبیاء متفاوت بوده است؛ براى بعضى در یک مرتبه و براى بعضى در مرتبۀ عالیتر بوده است. آنچه را که داریم: ﴿وَلَقَدۡ عَهِدۡنَآ إِلَىٰٓ ءَادَمَ مِن قَبۡلُ فَنَسِيَ وَلَمۡ نَجِدۡ لَهُۥ عَزۡمٗا﴾1 حکایت از آن حقیقت مراتب عبودیت دارد که طبعاً براى افراد پیامبران هم مىبینیم که متفاوت هست، اینکه دربارۀ حضرت عیسى داریم نهاینکه سایر پیغمبران آن را نداشتند، پیغمبران در مراتب خودشان مختلف بودند؛ بعضیها داراى همان اسم محیى بودند ولی حالا یا اعمال مىکردند یا اعمال نمىکردند و بعضیها مرتبۀ اسم محیى براى آنها حال بوده است نه ملکه و در بعضى موارد اتفاق مىافتد و براى افراد عادى هم مسئله همینطور است و اینطور نیست که فقط اختصاص به افراد خاصى دارد. نه! ممکن است برای یک شخص در مسیرى که دارد از این مسائلِ حال پیدا بشود یعنى بهواسطۀ اتصال نفس به اسم محیى بهواسطۀ حالتى از حالات؛ چه حالت منتسب به جنبۀ خلقى او باشد یا حالت منتسب به جنبۀ ربى او باشد یعنى مسائل غیرعادی جداى از جنبۀ خلقى در این قضیه تأثیر گذاشته است، در فضایى که بوده در آن فضا تناسبى داشته و او را حرکت داده است و در موقعیتى بوده که در آن موقعیت؛ موقعیت ربوبى نه موقعیت خلقى، و عوالم ربوبی براى او حالى پیش آمده است.
مسبوق به سابقه نبودن اکثر مشاهدات و مکاشفات
فردى کارى کرده و دعایى کرده است و بهواسطۀ دعاى یک شخص؛ دعای مستمندی، دعای مریضی، دعای مادری، دعای پدری و دعای رفیقى، یک مددى به این کیفیت به او رسیده است و از این مسائل زیاد اتفاق مىافتد یعنى هیچ معیار و ملاکى ندارد و هزاران هزار در اینجا مواقع مختلفى هست که در آن مواقع حالات غیرعادی براى آن شخص پیدا مىشود چطور اینکه مکاشفات و مشاهداتى که براى انسان پیدا مىشود هیچ مسبوق به سابقه نیست! بعضى از افراد هستند که قبل از اینکه اصلاً اشارهاى بشود و نسبت به این مطلب براى آنها حالتى پیدا بشود، یکمرتبه یک حالتى را احساس مىکنند، و 99 درصد از مشاهداتی که براى افراد پیدا مىشود هیچ مسبوق به سابقه و متوقع نیست و منبابمثال یکمرتبه در حال خواندن قرآن براى آنها یک حالى پیدا مىشود و یک معنایى را از قرآن مىفهمند که هیچ مفسرى نگفته است! یااینکه فرض کنید که یکمرتبه در حال سجده یک صورتى براى اینها روشن مىشود که اصلاً توقعش را نداشتند! 99 درصد اینطورى است و فقط یک درصد است که قبلاً یک اشاراتى مىشود و بعد از آن اشارات یک حالى پیدا مىشود که میزانش هم مشخص است که خب در یک همچنین وضعیتى اینها یک مقام ثبوت دارند و از یک قدرت ثبوت برخوردارند لذا حرکات آنها هم منطبق با انکشافى که در خارج شده است باهم متناسب و متعادل است. فقط یک درصد [اینطور است] والاّ 99 درصد مسائلى است که مسبوق به سابقه نیست.
- . سوره طه (20) آیه 115. الله شناسی، ج 3، ص 149:
«و ما با آدم عهدى بستیم (كه فریب شیطان را نخورد) پس فراموش كرد و ما او را ثابت قدم و استوار نیافتیم.»
- . سوره طه (20) آیه 115. الله شناسی، ج 3، ص 149:
